مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
68
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
كلاغ سياهى هرچه را كه در بيرون است جمعآورى مىكنم . من مانند نمدى مىپوشانم ، كوشش مىكنم كه همگى را بپوشانم « 1 » ، من نمدى هستم كه جلو باد را مىگيرم و سعى خواهم كرد كه همه را از باد محافظت كنم » . 125 - پس چنگيز خان ، كه خان گشته بود ، به بواورچو ، به جالما هردو تن ، گفت : « در آن زمان كه من بجز سايهام همدمى نداشتم ، شما دو تن سايهء من بوديد و افكار مرا آرامش بخشيديد . اكنون نيز در انديشهء من باقى ماندهايد . در آن زمان كه من جز دم [ اسبم ] شلاقى نداشتم ، شما دم [ اسب من ] گشتيد و قلب مرا آرامش بخشيديد . اكنون نيز در دل من جاى گرفتهايد . آيا شما دو تن ، براى اينكه واقعا در كنار من باشيد ، نبايد در رأس همهء اينان قرار گيريد ؟ اكنون كه آسمان و زمين ، قدرت مرا افزون ساختهاند ؛ و مرا حمايت مىكنند ، [ شما كه ] از آندا جاموقه [ جدا شدهايد ] ، شما كه در دل خود گفتيد كه با من پيوند مودت مىبنديد و شما كه آمديد ، آيا دوستان قديمى خوشبخت من نمىباشيد ؟ من شما را در رأس همهء كارها خواهم گماشت » . 126 - وى دو تن داقاى ، و سوكاگاى را چون ايلچى به نزد تواوريل خان كارائيت فرستاد تا به او بگويند : « چنگيز خان ، خان گرديد » . تواوريل خان گفت : « چه از اين بهتر كه پسرم تموچين خان شد . مغولها بدون خان چه مىكردند ؟ و شما اتحاد خويش را با وى نگسليد . گرهء پيوند خود را نگشاييد ، گريبان [ پيراهنتان ] را چاك ندهيد » و آنان را بازگردانيد .
--> ( 1 ) - منظور مراقبت و رتق و فتق امور خانه است ( م ) .