مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

65

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

رئيس يك تومان « 1 » خواهم كرد » . [ قورچى گفت ] : « براى من ، براى مردى كه تو را از اين امر آگاه گردانيد ، چه سعادتى از آن بالاتر ؟ مرا كه رئيس يك تومان مىكنى و مىگذارى به ميل خود در بين قوم ، دختران زيبا و پسنديده انتخاب كنم ، بگذار از آنان سى زن بگيرم . گذشته از اين ، سخنان مرا هرچه كه باشد با ميل و رغبت بپذير » . وى چنين گفت . 122 - جماعتى نيز از گانيگاس‌ها كه قونان در رأسشان بود ، آمدند . سرانجام جماعتى با داريتاى اوتچيگين آمدند . مولقلقو « 2 » نيز از نزد جدران‌ها آمد . سرانجام جماعتى نيز از اونجين‌ها « 3 » و سقائيت‌ها « 4 » آمدند . پس از آنكه بدين ترتيب مقدارى از جاموقه فاصله گرفتند ، در ائيل قرقنا در كنار رود كيمورقه از اسب فرود آمدند . سپس جماعتى هم [ با ] ساچاباكى و تائيچو ، دو پسر سورقتو جوركى « 5 » از جوركين‌ها كه از جاموقه جدا شده بودند ، آمدند . آنگاه جماعتى [ با ] قوچرباكى ، پسر ناكون تاايجى « 6 » [ آمدند ] . سرانجام جماعتى [ با ] آلتان اوتچيگين ، پسر قوتوله خان [ آمدند ] . اينان نيز كه همگى از جاموقه جدا شده و به راه افتاده بودند ، آمدند [ و ] زمانىكه تموچين در ائيل قرقنا در كنار رود كيمورقه از اسب فرود آمده بود ، به وى پيوستند . از آنجا كوچ كردند و

--> ( 1 ) - در جامعهء ايلى مغولى افراد قبايل به دسته‌هاى صدهزار نفرى تقسيم مىشدند و هريك از اين دسته‌ها در اختيار رئيسى قرار مىگرفتند . افراد آن حق ترك دستهء خود و پيوستن به گروه ديگر را نداشتند ، اين تقسيمات در دفاتر مخصوص ضبط مىشد . شغل اين فرماندهى صدهزاره و ده‌هزاره موروثى بود و اين رؤسا عنوان نويان به معنى « ارباب و رئيس » مىگرفتند . دسته‌هاى ده هزار نفرى اصطلاحا « تومان » ناميده مىشدند . نك : نظام اجتماعى مغول ، ص 172 ( م ) . ( 2 ) - Mulqalqu ( 3 ) - Unjin ( 4 ) - Saqayit ( 5 ) - Surqatu - jurki ( 6 ) - Nakun - taiji ، در رأس تقسيمات ايلى مهم مانند اولوس‌ها ، رؤسايى قرار داشتند كه شغلشان موروثى بود و داراى عناوينى بودند كه از چين آمده بود . از جملهء اين عناوين تاايجى يا تاايشى است كه در لغت به معنى مؤسس بزرگ است ، البته بعدها اهميت خيلى بيشترى يافت و فقط مخصوص جانشينان و اولاد چنگيز خان گرديد و ديگر هيچ‌كس حق داشتن چنين عنوانى را نيافت ( ر . ك : نظام اجتماعى مغول ، صص 223 و 230 ( م ) .