مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
46
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
ردپاى اسبان كهر را از روى علفها كه خوابيده شده بود ، گرفت و رفت . سه روز [ از اين واقعه ] گذشت . روز بعد ، هنگام صبح [ تموچين ] در راه به مرد جوان چابكى برخورد كه در بين اسبان بسيارى ، مشغول دوشيدن ماديان بود . چون از وى دربارهء اسبان كهر سؤال كرد ، آن پسر گفت : « امروز ، قبل از طلوع آفتاب ، [ كسانى ] از اينجا گذشتند كه هشت اسب اختهء كهر را در جلو خود مىراندند . من راه را به تو نشان خواهم داد » . اسب كرند دمگر تموچين را گرفت و او را سوار بر اسب سفيد پشت سياهى كرد و خود سوار بر اسب كرند تندرويى شد [ و ] بدون اينكه به كسان خود اطلاع دهد ، وارد جنگل شد و دلو و مشك آب بزرگ خود را پنهان كرد . وى گفت : « رفيق ، تو با اشكال زياد آمدهاى ، اشكالات مرد فحل و قوى [ هميشه ] يكى است ، من با تو پيوند دوستى مىبندم . اسم پدرم ناقو بايان « 1 » است و من پسر منحصربهفرد او هستم . اسم من بو اورچو « 2 » است » . [ دونفرى ] با گرفتن رد اسبان كهر ، سه روز راه پيمودند ، سپس شب ، هنگامىكه خورشيد بر تپهها پهن شده بود ، به مسكن گروهى رسيدند و هشت اسب اختهء كهر را كه درست در خارج آن محوطه مشغول چرا بودند ، ديدند . تموچين گفت : « رفيق تو اينجا بمان . اسبان كهر آنجا هستند ، من مىروم آنها را به خارج از محوطه مىرانم » . بو اورچو گفت : « من با تو پيوند دوستى بستم و آمدم . چگونه اينجا بمانم ؟ » . اين را گفت [ و ] با يكديگر [ اسبان خود ] را به جلو راندند و وارد [ محوطه ] شدند و درحالىكه اسبان كهر را در [ جلو خود ] مىراندند ، خارج شدند . 91 - مردم يكى پس از ديگرى سر در عقبشان گذاشتند . چون مردى [ كه سوار ] بر اسب سفيدى بود [ و ] كمندى با گرهء خفتى در دست داشت ، به تنهايى براى گرفتن آنها پيش مىآمد ، بو اورچو گفت : « رفيق تير و كمان را به من بده . من [ اين مرد را ] تير مىزنم » . تموچين گفت : « ممكن است به خاطر من به تو گزندى برسد ، من تير خواهم انداخت » ، و به مقابل [ آن مرد ] برگشت و تيرى به سمت او رها ساخت . مرد با اسب سفيد خود ايستاد ، با كمندش كه گره خفتى داشت ، علامت داد [ و ] دوستانش كه عقب مانده بودند ، رسيدند و به او ملحق شدند . خورشيد كاملا فرو نشسته بود . غروب بود و چون تاريك شده بود مردمى كه به تعقيب آنان آمده بودند ، عقب ماندند .
--> ( 1 ) - Naqu - Bayan ( 2 ) - Bo'orcu