مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

43

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

در گودال آب ساكنى به پشت خوابيد . بندهايى كه به او بسته بودند ، در آب موج مىزد و صورتش معلوم بود . 82 - چون مردى كه [ تموچين ] از دستش گريخته بود ، با صداى بلند فرياد زد : « بگيريدش ، از دست من گريخت » ، تائيچيئوت‌ها كه پراكنده شده بودند ، گردهم جمع شدند [ و ] زير نور مهتابى كه مانند روز روشن بود ، در جنگل انون ، به جست‌وجو پرداختند . سورقان شيره « 1 » از [ ايل ] سلدوس « 2 » كه درست از همانجا مىگذشت ، [ تموچين ] را كه در آب ساكن خوابيده بود ديد و گفت : « مسلما چون تو مرد حيله‌گر و چابكى هستى ، و چون ايشان مىگويند كه چشمانت شرربار است و سيمايت درخشنده ، تائيچيئوت‌ها ، برادر ارشد و برادر اصغر تا اين حد نسبت به تو حسد مىورزند . همين‌طور به خواب . من تو را نشان نخواهم داد » . اين را گفت و از نظر ناپديد شد . چون تائيچيئوت‌ها بازگشتند و به يكديگر گفتند : « [ باز هم ] جست‌وجو كنيم » ، سورقان شيره گفت : « درست همين راهى را كه آمده‌ايم بازگرديم [ و ] در نقاطى كه هنوز نگشته‌ايم ، به جست‌وجو پردازيم » . همگى موافقت كردند و بازگشتند و در همان راهى كه آمده بودند ، به جست‌وجو پرداختند . سورقان شيره بار ديگر [ به نزد ] تموچين بازگشت و گفت : « برادر ارشد و برادر اصغر دارند مىآيند و دهان‌ها و دندان‌هايشان را به كار خواهند انداخت . همين‌طور خوابيده بمان و مواظب باش » . اين را گفت و از نظر ناپديد شد . 83 - [ تائيچيئوت‌ها ] چون بار ديگر بازگشتند ، به يكديگر گفتند : « [ باز هم جست‌وجو كنيم ] » . سورقان شيره دوباره گفت : « شاهزادگان تائيچيئوت ، [ آن ] مرد در روز سفيد و روشن از دستمان گريخت ، حال در شب سياه و تيره ، چگونه او را بيابيم ؟ در نقاطى كه هنوز نگشته‌ايم ، به جست‌وجو بپردازيم ، سپس پراكنده شويم و فردا گردهم آييم و بگرديم . اين مرد كه در بند است ، كجا مىتواند برود ؟ » . همه موافقت كردند و بازگشتند و به جست‌وجو پرداختند . دوباره سورقان شيره [ از نزديكى تموچين ] گذشت و گفت : « اكنون چون ما به كلى پراكنده شديم ، برو و مادر و برادران كوچكت را پيدا كن ، اگر كسى تو را ديد و گفت چه كسى تو را ديده ، نگو كه من تو را ديده‌ام » . اين را گفت و از نظر ناپديد شد .

--> ( 1 ) - Sorqan - Sira ( 2 ) - Suldus