مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
33
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
شده بود ، نگرديدند . 59 - آنگاه كه يسوگاى بهادر تاتارها را كه در رأسشان تموچين اوگا « 1 » و قورى بوقا « 2 » قرار داشتند ، تارومار مىكرد و هوآلون اوجين ، كه آبستن بود ، در دالى اون بولداق « 3 » ، واقع در كنار رود انون بسر مىبرد ، مسلما در همان زمان ، چنگيز خان بهدنيا آمد . در حين تولد ، در دست راستش يك لخته خون شبيه استخوان كوچكى بود . گويند وقتى متولد شد كه تموچين اوگاى تاتار شكستخورده بود و بدين مناسبت او را تموچين نام نهادند . 60 - از هوآلون اوجين و يسوگاى بهادر چهار پسر زير بهدنيا آمدند : تموچين ، قسار « 4 » ، قاچى اون « 5 » و تاموگا « 6 » ؛ همچنين دخترى بهدنيا آمد به نام تامولون « 7 » . هنگامىكه تموچين نه سال داشت ، جوجى قسار ، هفت سال داشت ، قاچى اون آلچى پنج سال داشت ، تاموگا اتچيگين « 8 » سه سال داشت و تامولون در گهواره بود . 61 - هنگامىكه تموچين نه ساله شد ، يسوگاى بهادر گفت : من مىروم از دايىهايش كه از القونواوتها « 9 » و از خويشان هوآلون آكا هستند ، دخترى براى وى خواستگارى كنم ، به راه افتاد و تموچين را با خود برد . در راه بين كوه چاكچار « 10 » و كوه
--> ( 1 ) - Tamujin - uga ( 2 ) - Qori - buqa ( 3 ) - Dali - un - boldaq ( 4 ) - قسار به معنى سبع و درنده است ( ) در جامع التواريخ دراينباره چنين مىخوانيم : « چون عظيم باقوت و صولت بوده ، بدين صفت موصوف شده ، و مىگويند دوش و سينهء او چنان فراخ بوده ، و ميان تا غايتى باريك ، كه چون بر پهلو خفتى ، سگى از زير پهلوى او بيرون رفتى ، و قوت او چندان بوده كه آدمى را به دو دست بگرفتى و بر مثال تير چوبى دو تا كردى تا پشتش بشكستى » ، ص 203 ( م ) . ( 5 ) - Qaci'un ( 6 ) - Tamuga ( 7 ) - Tamulun ( 8 ) - اتچيگين بهمعنى فرزند كوچك خانواده است ، كه در لغت « شاهزادهء آتش » ، اجاق خانوادگى است كه در جامعهء ايلى مغول از امتيازات بسيارى بهرهمند بوده است . قسمت اصلى ارث پدر به وى مىرسيد و حافظ و نگهدار اجاق خانوادگى بود . ر . ك : نظام اجتماعى مغول ، ترجمهء شيرين بيانى ، ص 82 ( م ) . ( 9 ) - Olqunu'ut ( 10 ) - Cakcar