مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

20

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

دائير « 1 » و بورو « 2 » بود . توروقولجين دو پسر داشت [ به نام‌هاى ] دووا سغر « 3 » و دوبون مارگان « 4 » . 4 - دووا سغر ، فقط يك چشم در ميان پيشانى داشت . [ با اين چشم ] مىتوانست از دور ، تا سه منزل را ببيند . 5 - روزى دووا سغر با برادر كوچكش دوبون مارگان [ به كوه ] بورقان قلدون رفت . دووا سغر ، كه از قلهء بورقان قلدون به اطراف مىنگريست ، از دور يك دسته افرادى را در حال كوچ كردن ديد ، كه در طول تنگگاليك « 5 » به اين سرزمين وارد شده بودند . 6 - او گفت : « در بين اين افرادى كه در حال كوچ‌اند ، دختر زيبايى در جلو ارابهء « سياهى » [ نشسته ] است . اگر هنوز متعلق به مردى نشده باشد ، ما او را براى تو ، دوبون مارگان ، برادر كوچكم ، خواستگارى خواهيم كرد » . اين را گفت و برادر كوچكش دوبون مارگان را فرستاد تا [ برود ] و ببيند . 7 - هنگامىكه دوبون مارگان به اين افراد رسيد ، دخترى واقعا زيبا و نجيب‌زاده يافت ، به‌نام آلان قوا « 6 » كه هنوز متعلق به مردى نشده بود . 8 - چگونگى اين دسته افراد چنين است : سابقا ، دختر برقوداى مارگان « 7 » ، رئيس كول برقوجين توگون‌ها « 8 » ، برقوجين قوآ « 9 » ناميده مىشد . [ اين دختر ] به قوريلارتاى مارگان « 10 » از بزرگان قورى تومات « 11 » ، داده شده بود . در سرزمين قورىتومات‌ها در آريق اوسون « 12 » ، از قوريلارتاى مارگان و برقوجين قوآ ، اين دختر كه آلان قوا ناميده مىشد ، به‌وجود آمد . 9 - در سرزمين قورىتومات‌ها ، كه قاقم و سنجاب و حيوانات وحشى فراوان يافت مىشد ، چون [ شكار ] اين حيوانات را در اين منطقه قدغن كرده بودند ، قوريلارتاى

--> ( 1 ) - Dayir ( 2 ) - Boro ( 3 ) - Duwa - Soqor ( 4 ) - Dubun ( 5 ) - Tonggalik ( 6 ) - Alan - qo'a ( 7 ) - Barqudai - margan ( 8 ) - Kol - Barqujin - Togun ( 9 ) - Barqujin - qo'a ( 10 ) - Qorilartai ( 11 ) - Qori - Tumat ( 12 ) - Ariq - usun