مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

103

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

كنى كه اين چه اتحاد عالىاى مىشود ! من چگونه خواهم توانست فرماندهى سپاه وى را به عهده بگيرم ؟ من هيچ‌گاه قادر به جنگ با آنداى خود نبوده‌ام . توانايى اونگ خان از من هم كمتر است . آندا نترس ، مراقب باش » . وى اين جملات را [ به چنگيز ] رسانيد . 171 - چنگيز خان با دريافت اين خبر گفت : « عمو جورچاداى اورواوت ، در اين باره چه مىگويى ؟ من تو را در رأس قرار مىدهم » . قبل از آنكه جورچاداى بتواند جوابى بدهد ، قوايلدر ساچان منگقوت گفت : « من در پيشاپيش آندا جنگ خواهم كرد . دربارهء نگهدارى و مراقبت يتيمان من ، بعدا آندا تصميم خواهد گرفت » . جورچاداى گفت : « ما اورواوت‌ها و منگقوت‌ها ، در رأس [ سپاه ] ، در پيشاپيش چنگيز خان جنگ خواهيم كرد » . جورچاداى و قوايلدر ، هردو اين را گفتند و اورواوت‌ها و منگقوت‌هاى خود را پيشاپيش چنگيز خان و در جناحين ، صف‌آرايى كردند . هنگامىكه آنان را صف‌آرايى كردند ، دشمنان كه در رأس خود جيرگين‌ها را قرار داده بودند ، رسيدند . با رسيدن آنان ، اورواوت‌ها و منگقوت‌ها به جلو آنان شتافتند و جيرگين‌ها را شكست دادند . چون آنان را شكست مىدادند و پيش مىرفتند ، اچيق شيرون از تومان توباگان‌ها پيش تاخت . در اين پيشتازى ، اچيق شيرون به قوايلدر تيرى زد و وى افتاد . منگقوت‌ها به عقب و به سمت قوايلدر بازگشتند . جورچاداى ، با اورواوت‌هاى خود پيش تاخت [ و ] تومان توباگان‌ها را شكست داد . درحالىكه آنان را شكست مىداد و پيش مىرفت ، اولون دونگقيت‌ها به جلوگيرى وى شتافتند . جورچاداى بار ديگر دونگقيت‌ها را شكست داد . همچنان‌كه آنان را شكست مىداد و پيش مىرفت ، اولون دونگقيت‌ها به جلوگيرىاش شتافتند . جورچاداى باز هم دونگقيت‌ها را شكست داد . چون آنان را شكست مىداد و پيش مىرفت ، قورى شيلامون تاايجى را عقب مىراند و شكست مىداد ، سانگگوم ، كه بدون موافقت اونگ خان مىخواست به جلوگيرى [ جورچاداى ] بشتابد ، تيرى به صورت آرايش شده‌اش ، اصابت كرد و آنا از اسب به زير افتاد . چون سانگگوم افتاد ، كارائيت‌ها به عقب و به سمت سانگگوم بازگشتند . چون خورشيد در حال غروب ، به نوك تپه‌ها رسيده بود ، ياران ما كه آنان را شكست داده بودند ، به عقب بازگشتند و قوايلدر زخمى را كه از اسب به زير افتاده بود ، برداشتند و با خود بردند . چنگيز خان ، خود را از محلى كه [ سپاهيان ] ما با اونگ خان جنگيده بودند ، كنار كشيد و شب‌هنگام به حركت درآمد و رفت تا در محلى جداگانه بخوابد .