اولياء الله آملى

64

تاريخ رويان ( فارسى )

بنو اعمام شما حرمت شما دارند و در حق شما نعمت كنند ؟ » و او را ملامت و تقريع و سرزنش مىكرد بر خروج كردن و موافقت نمودن با حسين صاحب الفخ . سيد موسى بن عبد اللّه به جواب فرمود كه مثل ما با شما چنانست كه شاعر گفته است : بنى عمّنا ردّوا فضول دمائنا * ينم ليلكم او لا يلمن اللوائم فإنّا و إيّاكم و ما كان بيننا * كذى الدّين يقضى دينه و هو راغم سرى بن عبد اللّه گفت كه پندار كه چنين است ، الا جز مذلت و مهانت حاصلى نيست و اگر شما نيز مثل ابن عم خويش موسى بن جعفر كه اينجا نشسته است با فضل و افروز هد و عفت و كمال علم و درجات حسب و نسب و حصول طهارت و عصمت و زيادت شرف بر همهء بنى هاشم خاموش باشيد و بنشيند ، تا همه محترم و محتشم و بزرگ مرتبه باشيد نه اولىتر بود ؟ موسى بن عبد اللّه بر بديهه اين بيتها به جواب او برخواند : فإنّ الالى تثنى عليهم بقيّتى * أولاك بنو عمّى و عمّهم أبى و إنّك إن تمدحهم بمديحة * تصّدق و إن تمدح أباك نكذّب يعنى اينان را [ 32 ] كه تو مدحشان مىكنى و فضايل ايشان مىخوانى بقيهء آباء اجداد منند و پسر عمان منند و عم ايشان پدر من است . پس اگر تو مدح ايشان كنى ، ما ترا بدان تصديق كنيم و باور داريم ، چه در آن شكى نيست و لكن اگر مدح پدر خود گوئى ، ترا بدان تكذيب مىكنيم و به دروغ داريم و بر هريكى صد اعتراض آريم . و مردم را از فصاحت و شجاعت سيد حيرت آمد . امام موسى بن جعفر عليهما السلام ، سخنى در ميان آورد و قطع سخن مردم كرد و فتنه را بنشاند . « 1 »

--> ( 1 ) - مطالب بالا و اشعار عربى آن در ص 182 تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ج 1 نيز آمده است .