اولياء الله آملى
59
تاريخ رويان ( فارسى )
خليفه اين مال بديد و در طبرستان طمع كرد و به حيله قاصد فرستاد ، پيش اصفهبد كه امسال در عراق قحط است . اگر بعضى از لشكر ما كه رو به خراسان دارند ، به راه طبرستان فرود آيند تا ايشان را به نزل و علف مدد كند ، صلاح باشد . اصفهبد جز اجابت چاره نديد ، تا خليفه ابو الخصيب مرزوق السندى را به راه زارم و شاه كوه به طبرستان فرستاد . از اصحاب ابو الخصيب مردى بود ، نامش عمر بن العلاء . وقتى طبرستان ديده بود و وقوف داشت . دو هزار سوار برگرفت و به آمل آمد و مستقل بنشست . اهل طبرستان چون از او عدل ديدند ، كلى به دو پيوستند . عمر بن العلاء حاكم طبرستان شد . « 1 » اصفهبد خورشيد ، اولاد و اعزه و اموال را بالاى دربند كولا به طاقى برد كه آن را اين ساعت ، عايشه گرگيلىدز مىگويند و بنهاد و درى از سنگ بر آنجا نهاد كه پانصد مرد برداشتندى و او به راه لارجان مىرفت . لشكر عمر بن العلاء به دو رسيده ، با او جنگ كردند . به عاقبت هزيمت شده ، به رويان پيوست و از رويان به ديلمان رفت و در فلام رودبار بنشست . لشكر خليفه زير آن طاق حصار دادند تا و با در طاق افتاد و مردم مىمردند . آنچه مانده بودند از گند مردار طاقت نداشتند . طاق را بهدست باز دادند و اولاد اصفهبد خورشيد اسير شدند . خبر به خورشيد رسيد ، از مغابنهء اين حال زهر بخورد و بمرد و حكومت اولاد گاوباره به آخر رسيد « 2 » . ابو الخصيب سه سال حاكم طبرستان بود . بعد از او ابو خزيمه آمد و دو سال حاكم بود . بعد از آن ابو العباس طوسى آمد و حاكم شد و مسالح
--> - پيش و پارهاى از جملهها با مطالب و عبارات ص 174 و ص 175 تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ج 1 سازش دارد . ( 1 ) - مطالب بالا در ص 176 تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ج 1 نيز آمده است . ( 2 ) - مطالب بالا و پارهاى از تركيبات و جملهها با مطالب و عبارات ص 177 تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ج 1 سازش و شباهت دارد .