اولياء الله آملى

23

تاريخ رويان ( فارسى )

باب دوم در ابتداى مقام ملوك استندار در رويان و مدت ايالت ايشان در آنجا و كيفيت تملك و تسلط در اين ولايت : سبب اين حال چنان بود كه چون شاه فيروز بن يزدجرد بن بهرام گور ابن يزدجرد كه او را اثيم خوانند ، به جهان‌دارى از حضرت بارى تعالى و تقدس نامزد گشت و دست قضا و قدر كلاه‌شاهى بر سر او نهاد و كمر پادشاهى بر ميان او بست و از كارخانهء تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ خلعت سلطنت به نام او ساز كردند و بر تخت مملكت موروثى ممكّن گشت ، پير روزگار ، روزبه روز در ازدياد بخت جوان او صنعت‌ها مىكرد و در اعلاى أعلام دولت و ايام ايالت او ، پادشاه هياطله ، اجستوان « 1 » بود و در اواخر عهد ، ايشان را صغانيان خوانند . اين دو پادشاه را با يكديگر به سبب بعضى از ممالك كه در اهتمام شاه فيروز بود و در اوايل به هياطله تعلق داشت ، نزاع پديد آمد . تا بعد از محاربات بسيار و جدال « 2 » و قتال كه واقع شد ، ميان ايشان صلح پيوستند . بدان قرار كه ماوراء جيحون و آب بلخ در اهتمام كسان شاه فيروز باشد و

--> ( 1 ) - اجستوار ( تاريخ طبرستان ص 150 و 151 . ) ( 2 ) - در اصل : جدل .