اولياء الله آملى
مقدمه 23
تاريخ رويان ( فارسى )
را ثبات در آن مقام ، عين بلا و محض غرام گشت . . . اين ضعيف جلاى وطن مألوف و فراق از مسكن معهود خود واجب شمرده ، مفارقت اوطان و مهاجرت مساكن و اخوان ، از سر اضطرار اختيار كرد و مذلت اغتراب را بر احتمال اهانت از اقران و اتراب ايثار نمود . . . و به جليل و حقير و قليل و كثير حطام دنيا باز نماند . و آيهء وداع برخواند و به اندك مدت از آمل به رويان پيوست . بيت : كس اين كند كه ز يار و ديار برگردد * كند هرآينه چون روزگار برگردد » « 1 » در رويان گاهگاهى « به شرف مجاورت و رتبهء محاورت ابو المعالى فخر الدوله شاه غازى بن زيار بن كيخسرو استندار « 2 » مشرف مىگشت » در ضمن محاورات و گفتگوها ، شاه غازى ، مولانا اولياء اللّه را وادار به نوشتن تاريخى دربارهء رويان كرده است . در آن ايام وضع روحى مولانا ، به علت غربت و دورى از وطن زياد خوب نبود و ياد يار و ديار دائم او را آزرده و دلتنگ مىداشت . حالت خود را او بهتر توصيف مىكند و چنين مىنويسد : « مدتى شده است تا وجود اين ضعيف ، هدف سهام مصايب و علف نصال حوادث و نوايب مانده است و از سبب تحمل مشاق غربت و تجرع كؤوس محنت و كربت ، هم زبان گويا الكن
--> ( 1 ) - تاريخ رويان ص 5 و 6 . ( 2 ) - اين مرد از استنداران است كه از سال 761 - 780 سلطنت داشته است . مرحوم كسروى مىنويسد كه كتاب تاريخ رويان به نام فخر الدوله شاه غازى بن زيار از سلسلهء اسپهبدان گاوباره كه از سال 261 - 280 در رستمدار حكمرانى كرده نوشته شده است ( مقالات كسروى بخش نخست تهران خردادماه 1327 ) تاريخ اتمام كتاب تاريخ رويان محرم الحرام 764 است . چگونه مؤلفى در اين تاريخ كتاب خود را به سلطانى كه 524 سال پيش مرده است تقديم مىكند .