اولياء الله آملى
159
تاريخ رويان ( فارسى )
باب ششم در ذكر ملوك كه در اين مدت صد سال و كمابيش بودهاند و بعضى از احوال ايشان بر سبيل ايجاز و اجمال گفته شود . استندار شهراگيم بن ناماور و او مردى بزرگ و جليل القدر بود و روزگار ملكت او موجب فراغ همگنان . چون در سنهء اربعين و ستمائه ، استندار اردشير بن ناماور فرمان يافت ، در همان تاريخ استندار شهراگيم به پادشاهى ملك موروث خود قرار گرفت و با مردم به سيرت عدل و انصاف زندگانى مىكرد . و مدت سى و يك سال در ملك قرار داشت و بسى وقايع پس پشت انداخت و او را با ملوك گيلان بواسطهء ملك نزاع بود و ملوك گيلان در پى آن بودند كه ديالم را با آن نواحى از دست او بدر برند و بر ساحل دريا از حد گيلان محاربت مىكردند و استندار شهراگيم را طاقت مقاومت نبود . معسكر را بازمىگذاشت و مىآمد و لشكر گيلان در عقب مىآمدند و جنگ مىكردند . تا چون به كنار نمك ( 80 ) آب رود « 1 » رسيد ، ثبات نمود . اهل گيلان چند روز حرب كردند
--> ( 1 ) - نمكاوه رود . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 58 .