اولياء الله آملى
92
تاريخ رويان ( فارسى )
سليمان از خراسان لشكر به مدد آورد و عزم سارى كرد . داعى تنها نشسته بود و ديالم با ديلم رفته بودند . خبر سليمان معلوم كرد و كوچبهكوچ آمد تا به چالوس خبر وفات و هسودان - ملك ديلمان - به سيد رسيد و چهار هزار مرد از كسان او به داعى پيوستند . داعى بازگشت و رفت با جمنو و آنجا با سليمان او را ملاقات افتاد . سليمان منهزم شد . داعى به سارى رفت و زن و فرزند و خزاين و اموال سليمان را آن روز با دست آورد . [ 47 ] سليمان با استراباد رفت و التماس نبشت پيش محمد بن حمزهء علوى كه زن و فرزندان او را بازستاند . نبشته بر داعى عرضه كردند . مبذول فرمود و زن و فرزندان او را با تشريف و استمالت تمام پيش او فرستاد و پيوسته طالبيه را با آل طاهر بواسطهء خون سيد يحيى [ كه ] در بغداد كشته بودند - چنان كه ذكر رفت - هميشه كينه و عداوت بود . در اين وقت اصفهبد قارن به توسط و ميانجى بادوسپان با داعى صلح كرد و پسران خود - سرخاب و مازيار - را به خفيه پيش داعى فرستاد . اين جمله در سنهء اثنين و خمسين و مأتين بود . سيد در آمل بنشست و مثالها نبشت به اطراف ممالك خويش بدين عبارت كه : قد راينا أن تأخذ اهل عملك بالعمل بكتاب اللّه و سنّة رسوله و ما صحّ عن امير المؤمنين علي بن أبى طالب عليه السّلام فى اصول الدّين و فروعه و بإظهار تفضيله على جميع الامّة « 1 » و تنها هم اشدّ النّهى عن القول بالجبر و التّشبيه و مكابرة « 2 » الموحدّين القائلين بالعدل و التوحيد و عن التّحكك « 3 » بالشّيعة و عن الرّواية في تفضيل اعداء اللّه و اعداء امير المؤمنين و تأمرهم بالجهر ببسم اللّه الرّحمن الرّحيم و بالقنوت فى صلوة العجز و تكبيرات خمس « 4 » على الميّت و ترك المسح على الخفّين و بإلحاق حىّ على خير العمل فى الأذان
--> ( 1 ) - در اصل : الكرامه به جاى الامة . ( 2 ) - مكايده ( تاريخ طبرستان ج 1 ص 240 ) . ( 3 ) - در اصل : التحلل . ( 4 ) - در اصل : تكبيرة خمس .