اولياء الله آملى
67
تاريخ رويان ( فارسى )
باقى امان خواستند . بعد از مدتى ، خليفه ، روح بن حاتم را به طبرستان فرستاد و او مردى ظالم و متعدى بود و بدسيرت و به كهستانها رفتى و اسير و برده آوردى . مردم از او تظلم كردند ، به اندك مدتى او را معزول كرد ، از سبب ظلم او . و در باب عزل او ، ابو حبش هلالى را بيتى چند باشد : راح روح من آمل و استراحوا * و أتاها بعد الفساد الصلاح لم يزل سبيه الحرائر حتّى * شاع فى الناس و استحلّ السفاح بعد از او خالد بن برمك را بفرستاد . با اصفهبد صلح كرد و كهستان به دو بگذاشت . باز او را نيز عزل كردند و مقسم بن سنان « 1 » را بفرستادند و همچنين يزيد بن مزيد را و حسن بن قحطبه را و اين جمله با صلح باستادند . « 2 » بعد از آن ، خليفه ، پسر خود - هادى - را به گرگان فرستاد . ونداد هرمزد به دو پيوست و با عراق رفت و با بغداد شد و ملازمت درگاه خليفه مىكرد . تا آن وقت كه خليفه مهدى بمرد و هادى به جاى پدر بنشست . ونداد هرمزد را برادرى بود - ونداسفاننام - در مازندران . نايب خليفه در طبرستان نوكرد بن بهرام بن فيروز بود . ونداسفان ، نوكرد را گردن بزد . خبر به خليفه بردند . بفرمود تا به عوض ، ونداد هرمزد را گردن بزنند . ونداد هرمزد پيش خليفه برو درافتاد كه برادر من دشمن من است . اين حركت بهجهت آن كرد تا مرا اينجا بكشند و طبرستان به دو بماند . اگر خليفه مرا بفرستد ، برادر را كشته ، سر بردارم و به درگاه آورم . بزرگان گفتند كه اين مرد خدمت بسيار كرده است ، يمكن كه راست گويد . خليفه گفت كه او را
--> ( 1 ) - بعد از خالد بن برمك ، عمر بن العلاء بار ديگر حاكم طبرستان شده است و پس از او تميم بن سنان . ( 2 ) - مطالب بالا با شرح بيشترى در ص 186 و 187 تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ج 1 ياد شده است .