مير سيد شريف راقم سمرقندى

73

تاريخ راقم ( فارسى )

مولانا نور الدّين كه از شاعران ابدال و از دانشمندان صاحب حال بود اين گوهر تاريخ را از صدف سينه برآورده در رشتهء نظم كشيده و آويزهء گوش مستمعان گردانيد . تاريخ جامى كه بود مايل جنّت مقيم شد * فى روضة مكرّمه عرضها السّماء كلك قضا نويشت روان بر دَرِ بهشت * تاريخِهِ « وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » مولانا حسامى در تاريخ وفات زبدة الانامى چنين گفته : تاريخ جامى كه آفتاب سپهر كمال بود * تصنيف كرده بود ز هر علم بىحسيب رفت از ميان و ماند ميان سخنوران * تاريخ فوت خويش به اشعار دلفريب * * * در وفات امير بيك سِيَر * گشت تاريخ « ساقى كوثر » تاريخ وفات پهلوان احمد بن محمد پهلوان احمد بن محمد ابو سعيد عليه الرحمة الرضوان از معاصران مخدومى جامىاند . مشار اليه با وجود لباس پراساس قال محلّى به حليهء حال بوده‌اند . دايم الاوقات مصاحبت به حضرت مولوى جامى داشته‌اند امّا از روى الفتى كه در ميان هر دو بزرگ واقع بوده در عالم جسمانى بعد از گذشتن يك سال در دويم شهر جمادى الثانى 899 در نعمت آباد هرات مرغ روح مشار اليه با روح پرفتوح حضرت مخدومى در عالم مجردات ملاقات كردند و مدفن او در ولايت هرات است . در تاريخ فوت پهلوان امير عليشير اين معنى را در خير بيان آورده : تاريخ محمد پهلوان هفت كشور * كه در دهرش نبود اقران و امثال سر سر حلقهء اهل طريقت * كه رفت از قيد گيتى فارغ البال ز بعد قطب عالم عارف جام * كه او مخدوم عالم بود از اقبال پس از سالى سوى جنّت خراميد * ازين ديرينه دِيرِ مختلف حال اگر پرسد كسى تاريخ فوتش * بگويش « بعد مخدومى به يك سال »