مير سيد شريف راقم سمرقندى

71

تاريخ راقم ( فارسى )

اين عمارت كه خيره است درو * چشم صورتگران چين و خطا هست و بانى سال تاريخش * « شاه سلطان حسين بايقرا » ذكر تولد زبدة الانام مولاناى جام و تاريخ وفات آن خير انجام قدّس سرّه عاليجناب متعالى نساب قدسى مآب قطب الاقطاب مرجع الكرام حضرت مولاناى جام والد بزرگوار آن مخزن الاسرار معدن الآثار احمد بن محمد دشتيست و دشت قريه‌اى است از توابع اصفهان . والدهء ايشان او اولاد امام محمد شيبانى است . نام نامى عبد الرحمن گويند والد ايشان بنابر حوادث زمان و انقلاب دوران از صوب اصفهان به جانب خراسان آمده در قصبهء خرجرد جام قريب بتربت زنده فيل احمد جام مقام كردند و هم در آن ولايت متأهل شدند و حضرت مشار اليه در شب بيست و سيوم شهر شعبان 817 از جهلستان عدم به علم آباد وجود قدم نهاد . قطعه به سال هشتصد و هفده ز هجرت نبوى * كه زد ز مكّه به يثرب سرادقات جلال ز اوج قلهء پروازگاه عرش قدم * بدين حضيض هوا سُست كرد تا پر و بال چو مولد و مقام جام بود بنابراين سبب جامى تخلص كردند چنانچه خود اين معنى را به ابروى بيان اشارت كرده : مولدم جام و رشحهء قلمم * نشئهء جام شيخ الاسلامى است لاجرم در جريدهء اشعار * به دو معنى تخلصم جاميست بعد از اندك زمان عالم از لمعات شمع فضايل آن جناب و لوايح چراغ كمال آن كمالات اكتساب چون فروغ مشعل آفتاب منوّر و روشن گرديد و نفحات الانس انفاس رياضت اساسش صفحات رياض علوم رياضى و غيره را نزهت و نزاهت و خضرت و خضارت بخشيد و از بهارستان طبع شگفت پيرا [ كذا ] بوستان نظم و گلستان نثر خرمى و نضارت يافت . آرى اگر مصنّفات كثير البركاتش را مسبّحان عالم بالا چون سبحة الابرار دست به دست گردانند سزاست با مقربان ملأ اعلى مانند تحفة الاحرار سر دست آرند رواست . مشار اليه در زمان سلطنت سلطان ابو سعيد ميرزاى گركان به ترتيب ديوان غزل و تأليف بعضى رسايل پرداخت و ساير مؤلفات در ايام دولت سلطان حسين ميرزا تحرير يافت .