مير سيد شريف راقم سمرقندى
53
تاريخ راقم ( فارسى )
سال بعد از امير تيمور گركان به استقلال در ممالك ايران و بعضى از نواحى توران ولد صاحبقران سلطنت كرد . هفتاد و يك سال رايض قضا سمند تيز دو حياتش را عناندارى مىكرد . عاقبت در شهر ذى الحجه در تاريخ 850 ازين تنگناى جهان به يك جولان درگذشت . در روز نوروز در ولايت رى از اقليم چهارم و او نزديكست بنيشابور و دامغان . آب آن ولايت از كوه مىآيد و آن صد و بيست قسم مىشود همه برابر . صد و بيست قريه از آن آب سيراب مىگردد و در حوالى آن ولايت شعب كوهيست كه در يك سال بادى از آن شعب مىآيد كه بر هر حوالى كه وزد مردم او هلاك شود و در بعضى كوههاى آن چشمهاى است كه چون نجاستى افتد چندان باد شود كه وهم خراب شدن عمارات بود . از ولايت رى نعش مباركش را به سمرقند آوردند . تاريخ شهرخ آن شاه قضا قدرت اسلام پناه * آنكه در بيشهء شاهى زده سرپنجهء شير زد به فردوس برين خيمه بذى الحجه و گفت * ماند تاريخ ز ما در همه عالم « شمشير » ديگرى گفته : سلطان جهان شاهرخ مظهر نور * در هفتصد و هفتاد و نه آمد بظهور در هشتصد و هشت شد به شاهى مشهور * در هشتصد و پنجاه شد از دار غرور ديگرى گفته : ماتمى در زمانه شد پيدا * كه ز مادر به مرگ خود راضيست شجر عهد شاهرخ سلطان * رفت تاريخ فوت او « ماضيست » هفت شاهزادهء عاليمقدار هر يك چون درّ شهوار بودند . از صلب صدف آن بحر جود در كنار ساحل وجود آمدند . الغ بيك ميرزا و ابراهيم سلطان و بايسنغر بهادر و سيور غتمش ميرزا و محمد جوكى ميرزا و جان اوغلان ميرزا و تاروى ميرزا . از مشايخ طريقت و اكابر شريعت و علماء و شعراء كه به روزگار شاهرخ ميرزا ظهور يافتهاند سلطان العلماء شمس الملة و الدين محمد حافظ البخارى المعروف به خواجه محمد پارسا و خواجه ضياء الدين اصفهانى و مولانا شرف الدّين على يزدى و از شعراى بزرگ حضرت شيخ آذرى و بابا سودايى و مولانا على شهاب ترشيزى .