مير سيد شريف راقم سمرقندى

40

تاريخ راقم ( فارسى )

نظم زين بىوفا جهان مطلب راحتى كه هست * شهدش قرين زهر ، گلشن همنشين خار مدت حيات ميرزا ميرانشاه سى و پنجسال بوده از آن درج بحر شهريارى هفت پسر و نبيره ماند كه هر يك گوهر تاج شهريارى بودند . ابا بكر ميرزا بيست ساله با دو پسر املكير [ كذا ] و عثمان چلبى و عمر ابن ميرانشاه بيست و دو ساله و خليل سلطان ابن ميرانشاه بيست و يك ساله و انحل [ كذا ] ابن ميرانشاه يك ساله . امّا ميرزا ابا بكر بسى علماپرور و دلاور بود . آن شير بيشهء هيجا و ببر ميدان وغا را شمشير هفت من به وزن شرع بوده اما هنوز از باغ مراد ثمرهء آرزو نچيده بود كه صرصر اجل قصد نخل نوباوهء حياتش كرد . او نيز در تاريخ 811 در حدود كرمان شربت شهادت چشيد و ملك بىمدار نااعتماد دنيا را به ديگران بخشيد . نظم كار ايام چون ايام گره بر گره است * عهد افلاك چو افلاك شكن در شكن است اوقات حيات آن ستوده خصال بيست و يك سال بود . سلطان احمد ابن سلطان اويس بعد از برادر ، سلطان حسين بر تخت شاهى نشست . چهار سال از سلطنت او گذشته بود ، صاحبقران امير تيمور گركان به آذربيجان آمده مسخر كرد سلطان احمد به حكومت عراق عرب قانع شد . بعد از هفت سال ديگر امير تيمور به قصد او متوجه بغداد شد . سلطان احمد بغداد را گذاشته به مصر رفت . بعد از آنكه دوازده سال در حيات بود سلطان گاهى در روم و گاهى در مصر بود . هر چند وقت فتنه مىانگيخت . بعد از وفات صاحبقران ديگر باره عراق عرب ميّسر او شد . پنجسال ديگر حكومت كرده قصد ولايت تبريز كرد و با قرايوسف تركمان جنگ كرده منهزم شد و در ممر آب در باغى پنهان گشت . آخر به دست افتاد در شب شنبه سيوم ربيع الاخر 813 به قتل آمده و در دمشقهء تبريز مدفون شد ، دولت ايلكانيان به آخر رسيد . سلطان احمد در كمال فهم و فطانت بوده و علم رمل و موسيقى را مىدانسته و در نهايت عدالت زندگانى كرده چنانچه حضرت خواجه حافظ شيرازى گفته : بيت احمد الله على معدلة السلطانى * احمد شيخ اويس حسن ايلكانى