مير سيد شريف راقم سمرقندى
37
تاريخ راقم ( فارسى )
عالم را در كف كفايت هر صاحب رايت مىدهد و در اندك فرصت باز ازو ستانند و به ديگرى سپارند . بيت دل در جهان مبند كه كس را از اين عروس * جز خواب چشم و خون جگر در كنار نيست نعش مباركش را به پايتخت سمرقند آورده در گنبد متبركهء سيد بركه كه امير بنا كرده بود در جوار آن حضرت او را به خاك سپردند . مدت حيات آن حميده صفات هفتاد و دو سال و يك ماه و هژده روز بود . از بزرگان هدايت سير و از علماى دينپرور و از فضلاى فضيلتگستر كه در روزگار صاحبقران ظهور كردهاند مثل حضرت امير سيد على همدانى و از علماء شريف مير سيد شريف جرجانى و مولانا سعد الدين تفتازانى و از شعرا مولانا بساطى سمرقندى و خواجه عصمت بخارى و مولانا لطف الله نيشابورى . فوت صاحبقران را هر يك از فضلا تاريخها نوشتهاند . از آن جمله اين است : تاريخ شهنشاهى كه مأوايش بهشت جاودان آمد * « وداع شهريارى كرد » تاريخش همان آمد ديگرى چنين گفته : سلطان تيمور كه مثل او شاه نبود * در هفتصد و سى و پنج آمد به وجود در هفتصد و هفتاد يكى كرد خروج * در هشتصد و هفت كرد عالم بدرود ديگرى چنين گفته : سلطان تيمور كه چرخ را دل خون كرد * در خون عدو روى زمين گلگون كرد در هفده شعبان سوى علّيين تاخت * فى الحال ز رضوان سر و پا بيرون كرد 857 به سال هشتصد و هفت و ده از مه شعبان * نماز شام سهشنبه به خطهء « اوترار » « اوترار » تاريخ شده .