مير سيد شريف راقم سمرقندى

27

تاريخ راقم ( فارسى )

افروخته‌اند و بسيارى از غوّاصيان درّ معانى لآلى سخن در خزاين خيال اندوخته‌اند . زمانى كه كتب متداولهء اوقات حيات آن خير الانام به اختتام رسيد و رسايل زمان عمر به انجام انجاميد آن مدرّس مدرسهء چهار طاق عالم عنصرى و آن معلم يگانهء گنبد اخضر به حكم عالم الغيب و الشهادة به فراخناى اعلاى جنّت المأوى در صفهء تدريس جليس ادريس گردانيدند . جسد مجرّدش را كه روحى بود مجسّم از ولايت سمرقند نقل كرده به سوى ولايت سرخس بردند . به گورخانهء كه به اهتمام والد ارجمند ايشان مولانا محمد رحمة الله بر پاى شده بود در جوار همان مدرسهء عالى به خاك سپردند . بيت همه سال پيوند گفت و شنيد * نير زد بدان دم كه بايد بريد وقوع اين واقعه در شهور سنهء 792 بود . تاريخ عقل را پرسيدم از تاريخ سال رحلتش * گفت تاريخش يكى كم « طيب الله ثراه » عزيمت صاحبقران به جانب دشت قبچاق مبارز ساحت ميدان سخن يعنى قلم ، قدم جرأت در تحرير اين فتح نامه چنين پيش نهد كه چون خبر مخالفت اثر توقتمش خان كه پادشاه دشت قبچاق است رسيد ، حضرت صاحبقران امير تيمور گركان با لشكر ظفر اثر چون سيل روى در دشت قبچاق آورد . بيت شه آراست لشكر به عزم شمال * كه مر توقتمش خان دهد گوشمال و دشت قبچاق را طول هزار فرسنگ و عرضش ششصد فرسنگ است . طىّ اين مسافت كرد و بهر جانب كه توقتمش خان رفت صاحبقران از عقب او روانه شد و دو نوبت جنگ كرد ، بالا خير صفوف سپاه او را كه در استحكام چون سدّ سكندر بود و اهتمام تمام داشت به اندك توجه شكست داد و اكثر عساكر هزيمت مآثر او راه بيابان بىپايان عدم در پيش گرفتند . صاحبقران از آنجا چون نسيم فرح‌افزا به سوى سمرقند فردوس آسا شتافت .