مير سيد شريف راقم سمرقندى
11
تاريخ راقم ( فارسى )
خزانة المفتين « كذا » مفتوح مؤالفات مؤلفين چون قدورى پيش او بىقدر و مصنفات ائمهء دين مانند ذخيرهء موجز و مختصر متنش چون كفايه كافى و شرحش چون نهايه وافى . خلاصه آنكه در صحيفهء روزگار و دفترين هدايه ليل و نهار از ائمه امت و از علماى رفيع الهمّت در بدايت حال نهايت كمال ازو كسى با اين درجه نرسانيده . زمانى كه رخصت رحلت شد مفتى قضا محضر حياتش را به توقيع « والله يدعوا الى دار السلام » رسانيده و بعضى از فضلا تاريخها نوشتهاند از آن جمله اين است : تاريخ معين دين حق صدر الشريعه * حق آن كاشف اسرار بارى چو از دار القرارش رحلت افتاد * شده تاريخ او « دار القرارى » تاريخ وفات طغان تيمور كه نتاج چنگز خان است بعد از وفات سلطان ابو سعيد ابن خداى بنده ، ارپا خان كه از اولاد توليخان ابن چنگيز است بر تخت شاهى و بر سرير شهريارى قرار گرفت . بعد از آن طغاى تيمور گوى دولت در ميدان فرصت مىدوانيد و روزگار آيت « نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ » از كتابهء رايتش مىخواند . اكثر ولايت ملك خراسان را بضرب شمشير تسخير كرد و تمام امراء سربداران سر تسليم نهاده او را مطيع بودند و جمهور انام تخم محبت و دوستى او را در اراضى صدور و قلوب خود مىافشاندند . بعد از آنكه آفتاب دولت و نيرّ سلطنت سپهر شهريارى سلطان ميل غروب كرد خواجه يحيى كراتى كه از امراى سربداران است سنهء 754 به تيغ بيرحمى او را به رياض رضوان و حدايق جنان جاودان رسانيد . عزيزى در تاريخ او گويد نظم تاريخ مقتل شه عالم طغان ترك * از هجر بود هفتصد و پنجاه و چار سال در روز شنبه از مه ذى الحجّه شانزده * كه اين حال گشت واقع از حكم ذوالجلال جلوس امراى سربداران و تاريخ فوت ايشان زبانآور كلك فصاحت بيان چنان تحرير مىكند كه اول از امراى سربداران عبد الرزاق است يكسال و دو ماه حكومت كرد چنانچه گذشت . بعد از آن مسعود هفت سال و چار ماه چندى ديگر كامرانى كردند . نوبت سلطنت به خواجه شمس الدين رسيد ،