مير سيد شريف راقم سمرقندى
4
تاريخ راقم ( فارسى )
بعد از آنكه موسى خان از فراز طور دولت فرود آمد محمد بر معراج سلطنت برآمد . او را نيز چند روزى دولت درين بساط بوقلمون رخ آورده ، اسب سبكرو مراد در ميدان اقبال مىدواند آخر پير كجباز بدقمار سپهر به اندك منصوبه در فرزين بند اجل انداخت . شاه جوان بخت طوغان تيمور در بساط نشاط نشست . نظم به عالم طوغان تيمور آمد پديد [ كذا ] * در ايوان خانى علم بركشيد هم او بود اولاد چنگيز خان * بگشتى زمين تخت تاج آسمان طوغان تيمور بر سرير حكومت و مستقرّ شوكت آرام يافت . پاره وقتى فلك مشعبد طرح بازى داد . نقش طالعش را در بساط بسيط اغبر درست نشاند . زمانى كه كعبتين بخت او بر تختهء مراد واژون غلطيد پاكباز قضا بيك لعب در شش در فنا گرفتار كرد . جهان تيمور بر تخت پادشاهى نشست و او لواى و الا بچرخ اطلس رسانيد و شقهء علم به سپهر مقرنس برابر كرد . نظم به شوكت جهان تيمور سعد بخت [ كذا ] * شده پادشاه و نشسته بتخت گرفته تمام بلاد عراق * نموده به بخت جوان اتفاق دو سه روز زد كوس شاهنشهى * شد آخر ز گيتى به دست تهى پس ازو يكى شاه عالىنظام * ز آل هلاكو سليمان به نام بعد از آن كوس دولت جهان تيمور كه از اولاد چنگيز خان است از صدا فرو نشست ، نوبت سلطنت به سليمان كه از اولاد هلاكو خان است رسيد او نيز افسر پادشاهى بر سر و انگشترين فرمانروايى در انگشت كرد چون سليمان رخش بخت در ركاب و طاير دولت سايهافكن بر سر آن جناب بود . زمانى كه هدهد تيزپر پيك اجل پيام مرگ به گوش او رسانيد در همان فرصت قضا مهلت نداد تخت سلطنتش را به باد فنا داد . ملك اشرف بر سرير كامرانى تمكّن يافت و بر تخت جهانبانى قرار گرفت قباى با بقاى عدالت از بر بيرون كرده ، جوشن جور و ظلم در پوشيد . نظم ولى جور بيرون ز اندازه كرد * ستمكار گشت و ستم پيشه كرد