مير سيد شريف راقم سمرقندى
174
تاريخ راقم ( فارسى )
و ظفر هيچ يك ازين دو لشكر ميسر نگرديد . بالأخير تنم جان به جانب ولايت بلخ شتافت و خصم نيز مراجعت نمود و بعد از اندك فرصت در همان تاريخ كه تفرقه در ميان سلاطين ماوراء النهر افتاده بود از ولايت خراسان اولاد نوّاب يار محمد خان به ولايت ماوراء النهر استيلا يافتند و يك چند روز مملكت به ايشان قرار گرفت و سلطنت بىمدار با ايشان اعتبار يافت . تاريخ وفات قاضى پايندهء زامنى قطب الاقطاب حضرت خواجه اسحاق ولد حضرت مخدومى قدّس سرّهاند . آن حضرت را كه اوج سپهر ولايتاند چهار فرزند بوده . هر يك آسمان بزرگى را چون قطب در استقامت و يا نيّرين اعظم در انوار كرامت بلكه همچون صبح سعادت از افق صداقت لمعان گرديده اكثر جهانيان را از ظلمت ضلالت بيرون آورده به روشنايى شمع هدايت از شاهراه توفيق در بدايت به كمال نهايت رسانيدهاند و حضرت مخدوم را بعد از وفات حضرت مخدومى قدّس سرّه مقبول درگاه حضرت إله مولانا لطف الله طورى كه دست ارادت به دامن پاك مخدومى دادند نتيجهء خود را مخدره تتق عصمت و پرده نشين حجلهء عفتاند محبوبهء حضرت مخدومزاده گردانيدهاند و از اين اقتران السعدين در هر ولايت و ديار نتيجهء بىشمار و همه در اوج عزت و معراج اعتبارند . اميد است كه اين سلسله تا روز شمار پايدار باشد و حضرت مشار اليه كبر سن دريافته بودند . بعد از آنكه اجل موعود رسيد در تاريخ 1007 كريمهء « يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ » به گوش هوش رسيد ، در قريهء سفيدك در جوار مزار فيض آثار جد بزرگوار خود مدفون گشت . صاحب افضال پسنديده ركن الشريعه قاضى پاينده تولد در ولايت زامن كه از مضافات سمرقند است يافته و تحصيل علوم نموده اهليت حاصل كرده . در زمان نوّاب مرحومى ابدال سلطان قضاى ولايت زامن به دو متعلق بود . مومى اليه را رسالهاى است در باب عروض و قافيه و صنعت شعرى و غيره . مسمى بتنفيد الدرر كه تاريخ آن كتاب همين است . الحق در آن تصنيف داد سخنورى داده . بعد از فوت عبد المؤمن خان در ولايت بلخ رفته در قصبهء مدينة الرجال ترمذ مىبوده . در تاريخ 1008 سجل حياتش به توقيع ممات موشح گرديد .