مير سيد شريف راقم سمرقندى

171

تاريخ راقم ( فارسى )

شجاعت اثر جمع كرده بر سر ترمذ آمده با والد خود در مقام مخاصمت و مزاحمت شد و اين خبر مخاصمت اثر به پايهء سرير ميمنت مسير عزت تخمير رسيد و خان صاحبقران نيز لشكر ظفر اثر جمع نموده در تقابل ايستاد . اينچنين چند نوبت خان مذكور با والد خود با لشكرهاى بيكران عبور كرد . آخر الامر بعد از چند گاه خان عاليجاه از ملك و مملكت دست كشيده به جوار رحمت حق پيوست . خان پرتهور ماوراء النهر آمده ، ولايات و حشمات و خزاين و دفاين و سلطنت را متصرف شد . ايالت مآب شوكت انتساب مملكت مدارى فضيلت آثارى قلباباى گوكلتاش كه همزاد نوّاب صاحبقران جنت مكان عبد الله خان است منصب ديوان بيگى سركار و زمام حل و عقد و قبض و بسط مهمّات را به دو مفوض كرده بود . بعد از گرفتن ولايت خراسان حكومت ولايت هرات به دو مسلم شده بود . مشار اليه محبّ فضلا و مربى فقرا بود ارباب فضل از التفات او مشكور و اصحاب هنر از عنايت بىغايت او مسرور بودند . بعد از فوت عبد الله خان ، عبد المؤمن خان او را بند كرده بر گردن آن دو شاخه زده به ولايت تاشكند برد . در تاريخ هزار و شش به قتل رسانيد و ديگر دوستم سلطان كه عم او بود با همراهى اولادش به قتل رسانيد . از آنجا عنان عزيمت به صوب ولايت اندكان و اخسيكت معطوف داشت . نوّاب اوزبك خان عم‌زاده والد او بود . از توهم در قلعهء اخسيكت متحصن گرديد . بعد از چند روز اوزبك خان نيز روى به ملك آخرت آورد و آن ولايت را نيز متصرف گشته عازم سمرقند گرديده مىآمد كه خيال فاسدى در سر او افتاد . قصد امراء والد خود كرده كه تمام ايشان را به قتل رساند . امّا از آنجا كه شحنهء غفلت در مملكت نهاد او استيلا يافته و مدبّر خرد و عقل را بيرون كرده از كريمهء « مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها » * غافل مانده و هم به گوش جانش آيت با درايت « إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها » نرسيده و از كلام معجز نظام « من حفر بئرا لاخيه فقد وقع فيه » چشم پوشيده . بيت بدى مكن كه درين كشتزار زود زوال * به داس دور همان بدروى كه مىكارى چون اين خبر مهابت اثر به سمع جمع امراى نيك سير بلكه با تمام اهل لشكر رسيد عبد الواسع بى و جماعتى از سرداران اتفاق كرده شبى كه از ولايت زامن كوچ كرده بودند امير مشار اليه قدم جرأت پيش نهاده خان مذكور را هدف ناوك قضا كرد . ساير لشكرى غلو كرده خودها را به خان رسانيده .