مير سيد شريف راقم سمرقندى
130
تاريخ راقم ( فارسى )
كه در نظرش به قدر دانهء جو وزنى نداشت بسيار كم مىسنجيد . پيمانهء سرشار مكرمت را در دست همت و چشم جرأتش اعتبارى نبود . از آنرو كم مىديد . رعايا در عهد او ناراضى و جمهور فقرا در عهد او نامرضى . خرمن دهاقين را به صرصر تعدى دانه از كاه جدا مىكرد و مزارع بيچاره را از مال به عشرى رضا نمىكرد . گاه به سموم غضب برق آتش در كاه خرمنگاه مىانداخت ، گاهى خاك خرمن را به باد صرصر فنا معدوم مىساخت . هرگز آب رحمتى از سحاب مرحمت در كشتزار آمال هيچ يك نمىپاشيد . دايم دود آه رعايا و ضعفا را به اوج كهكشان افلاك مىرسانيد . كافهء عوام و عامهء انام تخم كينهء او را در زمين سينهء خود مىكاشتند . ازين افعال به اندك سال فتور در اساس حياتش راه يافت . بيت از رعيت شهى كه دانه ربود * بن ديوار كند و بام اندود در تاريخ 963 قهرمان قضا برق اجل در خرمن هستى او انداخت . بعضى از شعرا تاريخ وفات آن آتشافروز را « خرمن سوز » يافتهاند و از كثرت تجرع شراب ناب مست خواب تا يوم الحساب گرديد سرگرمان كيفيت سخن [ كذا ] تاريخ فوت او را « مرده در مستى » يافتهاند . در آستان قطب الابرابر سند الاخيار حضرت خواجه احرار مدفون است . تاريخ فوت برهان خان برهان خان از اقرباى براق خان است . او نيز چند روزى ظلّ ظلم اثر بر مفارق اهل خير و شر گسترده و عالم كون و فساد را ظلمت كدهء حوادث و بيداد كرد . بالاخير در تاريخ 964 سيّاف قضا به برهان قاطع « من حفر بئرا لاخيه وقع فيه » قطع حيات او كرد و در چاه تنگ لحد انداخت . بيت بدى مكن كه درين كشتزار زود زوال * به داس دهر همان بدروى كه مىكارى بعضى از فضلا در قتل او تاريخها يافتهاند . مولا نظام كه از علماى آن ايام بود اين تاريخ را انتظام داد . تاريخ برهان كه طريق ظلم را كرد پسند * زو شد علم حادثه در دهر بلند