مير سيد شريف راقم سمرقندى
126
تاريخ راقم ( فارسى )
منصب وزارت سرافراز و بين الاقران و الامثال يگانه و ممتاز بود . از آنجا كه زهد و تقوى در درجهء عليا داشت قدم از مسند وزارت برتر نهاده چون خورشيد بر سپهر صدارت نشست و در ميان امرا و وزرا به مضمون « اطلع عليه » بر طغراى نشان و بر عنوان فرمان توقيع وقيع عظيم الشأن مىكشيد . بعد از انتقال و ارتحال زبدهء سلاطين سرير آراى كشوريرا سلطان حسين ميرزا مشار اليه از اولاد و امجاد پادشاه جم نشان محمد شيبانى خان قامت استقامت همتش قباى بىبقاى منصب را قبول نكرده به مضمون كلام حكمت انتظام « الشهرة آفة و الخمول راحة » عمل نموده در گوشهء انزوا خلوت گزين گرديد . بعد از آنكه اجل موعود به حكم ودود فرا رسيد خواجه به مرض موت مبتلا گشت . در روز يكشنبه دويم ربيع الاول در تاريخ 957 دعوت حق را لبيك اجابت گفت و جسد مباركش را در مزار شيخ على صوفى دفن كردند و اين قطعه در تاريخ فوت اوست كه يكى از فضلا نوشته : تاريخ خواجهء سالكان عطاء الله * كه دلش ميل داشت سوى جنان جانب خلد رفت و شد تاريخ * « ميل خواجه عطا به سوى جنان » تاريخ وفات عبد العزيز خان ابن عبيد اللّه خان عبد العزيز خان سعادت نشان مخلص و معتقد درويشان بود و به صدق در قيد ارادت در سلسلهء عقيدت مرشد صاحب كمال و سالك هدايت مآل حضرت شيخ جلال بوده و شيخ از مريدان حضرت خواجه مولانا شمس الدين محمد روحىاند و حضرت مغفورى را با وجود شغل جهاندارى و شغل مملكتگذارى و هواى شهريارى بندگى حضرت الهى را كماهى به جاى مىآورد ، سر نمىپيچيد و گردن اطاعت را هميشه به طاعت نهاده بود و اوامر و نواهى حضرت بارى را به جاى مىآورد . اما هرچند كه در ايام سلطنتش تفرقه در ميان سلاطين بسيار بود و طبع لطيف و خاطر شريفش به عمارت مىپرداخت و عمارت عالى مىساخت و بعضى از آن بناها خانقاه و حظيرهء مزار فيض آثار حضرت قطب الابرار خواجه بهاء الحق و الدين شاه نقشبند است و ديگر مسجدى كه درون حصار بخارا واقع شده كه او را مسجد مغاك گويند و اينچنين چندين عمارت به نام نامى اوست . گويند مدت حيات او چهل و يك سال بود . در بيست و ششم ربيع الثانى يوم چهارشنبه در سال 958 مرغ روحش از قفس تن پرواز نموده در شاخسار سدرة المنتهى آشيان كرد و مرقد