مير سيد شريف راقم سمرقندى
سرآغاز 4
تاريخ راقم ( فارسى )
« يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ » * خواهد بود . » « 1 » جاى ديگر از كتاب حاضر آمده است : « و نيز منقول است از حضرت عزيزان و از زمانى كه معتكف بودند به حضرت اعلم - العلما و مرجع الفضلا ، مفسّر آيات كلام ربانى ، محدّث احاديث حضرت رسالتپناهى ، باللفظ و المعانى مولانا محمود گيلانى - جد راقماند - خطاب كرده فرمودهاند كه ايمان موالى مبنى بر كتاب است . اگر ايشان را اشتباهى روى دهد ، رجوع به كتاب نمايند . درين آيت بادرايت « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » سخنان به خاطر مىرسد معنى فرمودند و حضرت مولانا محمود مقوّى آن معانى آيات و احاديث و منقولات از اكابر فرمودند . بعد از آن حضرت معنى ديگرى فرمودند و همچنين حضرت مولانا محمود نيز سخنان مؤيّد و مروّج آن مىكردند . پاسخ نوبت چنين واقع شده ، بعد از آن مبدأ فيّاض معنى ديگر بر ضمير صفانظير آن حضرت وارد شده . چون بيان اين معنى فرمودند ، حضرت مولانا متحير شده ، فرمودند كه فهم ما نرسد بر معانى ديگر . » « 2 » و در جاى ديگر از همين كتاب آمده است : جدّ والد راقم حضرت امير فتحى ابن امير سيد ابراهيم كه اصل ايشان از ولايت « اندگان » است و مناسبت به سادات ولايت تاشكند يافته ، تاشكندى گرديدهاند . عالم علم لدنى عصمت اللّه ولى * چون ز عالم رفت در عالم دگر عصمت نماند از وفات آن فريد العصر ، آن يكتاى دهر * عالمان را قدر رفت و علم را قيمت نماند سال تاريخ وفاتش « فتحى » ماتمزده * نالهها كرد و بگفتا « در جهان عصمت نماند » « 3 » ماده تاريخ « در جهان عصمت نماند » - 913 قمرى است . بالاخره مؤلف كتاب دربارهء پدران خود ذيل احوالات خواجه عبيد اللّه احرار مىنويسد : « بسى از اولياى كبار و علماى تأليف شعار ، تصنيف اقتدار در جوار مزار فيض آثارند . از آن جمله آباى عظام و اجداد كرام راقماند . مفسّر آيات بيّنات ربانى ، مبيّن احاديث
--> ( 1 ) . صفحهء 171 متن . ( 2 ) . ص 151 متن . ( 3 ) . قافيه تكرار شده است . صفحهء 171 متن .