مير سيد شريف راقم سمرقندى
120
تاريخ راقم ( فارسى )
متعالى منقبت به عالم علوم رياضى و ممتاز در شيوهء مرتاضى حضرت مولانا محمد قاضى است قدّس سرّه . مولانا جبههء اخلاص بر آستان خاص الخاص هدايت اختصاص قطب - الابرابر سيد الاخيار حضرت خواجه احرار مىرسد . حضرت مخدومى را بسى مريدانند كه هر يك قطب سپهر هدايت و خورشيد فلك نهايت و مركز دايره ولايتاند . يكى از آن جمله مقبول حضرت بارى خواجه كلان خواجه جويبارىاند كه اولاد امجاد حضرت مخدومى در هر بلاد به مسند ارشاد نشسته خلايق را به سوى خالق العباد هدايت مىكند . بيت تا ابد اين سلسله نگسسته باد * گردن ايّام بدان بسته باد خرق عادات و كشف كرامات آن جناب چون ظهور آفتاب بر جهانيان روشن است كه احتياج به پرتو ايراد نيست . امّا زمانى كه جذب محبت الهى غلبه كرد و شوق لقاى حضرت نامتناهى غالب گرديد در تاريخ بيست و يكم محرم الحرام يوم شنبه وقت چاشت در شهور 949 از عالم انسى به مقام قدسى ارتحال و انتقال نمودند . تاريخ عارفى كو در حقيقت مقتداى عصر بود * گشته از راه طريقت اهل دل را رهنماى بيست و يك بود از محرم روز شنبه وقت چاشت * مرغ روحش كرد پروازى ازين محنت سراى بس كه بودم در تأسف در فراق روى او * يافتم تاريخ فوتش « قطب عالم رفت واى » مزار فيض آثار آن مرجع الكبار در قريهء دهبيد است كه قريب به يك فرسخى سمرقند واقع شده است وزايران آن عنبر عتبهء كعبه نشان طول اين مسافت را از براى عرض مطلب چون نسيم فيض در سايهء خيابان مىروند و آن خيابان طوبى نشان را ندر ديوان بيگى ارلات نشانيده تا از نخل عقيده و اعتقاد ثمرهء مراد يابد . لمؤلّفه خيابانى درخت از نخل ايمَن * همه يك تن بر هوارى چهل تن سراسر همچو درويشان كامل * بذكر ارّه [ كذا ] هر يك از ته دل درختان بسته صف از هر دو جانب * چو پيران خدا جو در مراقب هدايت راست هر يك مقتدائى * بود هر پنجهاش دست دعايى