مير سيد شريف راقم سمرقندى
110
تاريخ راقم ( فارسى )
سلاطين گردد صحيفهء سيمين كاغذ مرصع گردانيد به رسم تبرك به خان نصرت توأمان ارسال نمودند و در همان تاريخ 930 در اواخر ماه صفر شاه اسماعيل كه تاج غرور بر سر و قباى بىبقاى بىمدار در بر داشت قهرمان قضا به فرمان واجب الاذعان از كسوت اطلس حيات عريان كرده از پيراهن كتان مرگ كفن در پوشانيد . مدت سلطنت او 25 سال بود . تاريخ وفات ملا ابترى واله حور نژادان پرى مولانا ابترى كه شيرازهء اجزاى دفتر دلش مجزا و هر فردى از اوراق او در دست نوخطى پيدا بود همواره سير گلستان حسن جمال گلعذاران را در سراغ و هميشه از تماشاى بهار لاله رويان دشت سينه پر از داغ ، از جفاى ليلى و شان هامون نورد چون مجنون ، از سوداى زلف سلسله مويان مقيد به سلسلهء جنون ، كمند محبت خوبان چون رشته زنّار بر ميان و زنجير مودت پرىرويان در گردن جان داشته . دايم الاوقات زبان حال مترنم اين مقال بود : مثنوى سر بىعشق را بايد بريدن * به دوش اين بار را نتوان كشيدن گريبان كو ندارد چاك بيداد * به قربان سر چاك كفن باد مشار اليه از فنون علوم بهرهمند و بين الاقران و الامثال دانشمند بوده از آنجا نقد اوقات را صرف صحبت سيمين بران مىداشته فريفتهء دلبران و آشفتهء زلف مهوشان بوده از آن رو « ابترى » شهرت يافته . در عهد سلطنت عبيدالله خان در ولايت بخارا تحصيل علوم نموده ، آخر الامر به مضمون « المجاز قنطرة الحقيقه » از عشق مجازى گذر كرده روى توجه به معشوق حقيقى آورد بعد از چند وقت از دنيا و مافيها دلسرد گرديده در تاريخ 932 چون سالكان گرم رو قدم از سراى دنيا كشيده روى به دار البقا كرد . مولانا مير على كاتب تاريخ مشار اليه را به غايت دلپسند گفته كه از اسم او تاريخ او شده و اين تاريخ از جمله محسنات است . تاريخ سر صاحب مذاقان ابترى آن عاشق صادق * كه در جور و جفاى عاشقى عمرى بسر برده