مير سيد شريف راقم سمرقندى
93
تاريخ راقم ( فارسى )
محاربه كردن شيبانى خان با شاه اسماعيل و تاريخ كشته گشتن شيبانى خان يكهتاز قلم در ميدان صحيفه چنين مىتازد كه بعد از رجعت رسول شاه اسماعيل لشكر جمع آورد . عدد او در ساحت وهم در صحراى خيال نمىگنجيد . به جانب مرو شتافت . ازين سو خان دين پناه نصرت دستگاه محمد شيبانى خان بعد از استماع اين خبر وحشت اثر به استقبال آن لشكر قدم جرأت پيش نهاد . بيت سعادت هم ركاب و بخت همراه * طِراز رايتش « نصرّ من الله » در آن زمان به امر خان خاقان نشان نهنگان بحر هيجا هر يك چون موج بىمحابا از روى درياى آمويه عبور نموده به صوب ولايت مذكور عازم گرديدند و آن صحراى بىپايان را سليمانوار با لشكر بىحساب چون موج به جانب مرو مرور كردند . به جايى رسيدند كه تلاقى صفين روى داد . در اين هنگام بىتوقف دو لشكر محاربهء يكديگر كردند . نايرهء قتال چنان اشتعال يافت و گرمى جدال بدان منوال رسيد كه آتش تيغ شرربار رگهاى جان اعادى را چون فتيله شمع مىافروخت و مرغ روح هر يك در آن گرمى هنگامه چون پروانه مىسوخت . لمؤلّفه عرصهء ميدان ز هجوم سپاه * گشته بهر منكر محشر گواه هر يك از آن شيردلان وَغا * زير زِره ماهى بحر هجا بس كه نهان مانده در آهن بدن * گشته تهمتن همه روينه تن هست كف تيغ چو مار دو سر * طعمهاش از مغز سر يكديگر ناوك الماس كه شد تيربار * مىكند از ديدهء جوشن گذار عرصه گه رزم در آن رستهخيز * تكمهء پيكان شده دندان تيز ز آتش شمشير كه افروخته * گشته سپرها طبق سوخته خود كُلههاى يلان غرق خون * لالهء افتاده ز زين سرنگون گشت چمن دامن صحراى مرو * ساحت ميدان ز علمهاى سرو بعد از مقاتله و مجادلهء بيشمار خان تهمتن شعار در شهور 916 رخت هستى سوى ملك بقا در كشيد و ملك فانى دنيا را پدرود كرد . عازم دار الملك باقى آخرت گرديد چون