مير سيد شريف راقم سمرقندى

84

تاريخ راقم ( فارسى )

كرده ، منبرى عمارت فرموده از مرمر كه به اين سنگينى بناى چشم روزگار نديده . الحق منبرى كه اولين پايه‌اش به عرش همسرى دارد و كرسىبندى او با پيش طاق بر فلك اعظم برترى مىجويد و خطيب بر فرازش چون موسى به طور سينا ثناخوان و واعظ در پايهء پستش چون فرشته بر اوج هفت چرخ كيوان . قاضى اختيار الدين حسين كه قاضى بالاستقلال هرات بوده بسى دانش داشت . از مصنفات اوست « اقتباسات » و « مختار - الاخبار » . آن بلند پايه در تاريخ اين منبر عالى چنين گفته : تاريخ از همت بزرگى شد منبر مكمل * كز غايت بزرگى بر عرش سر كشيده تاريخ آن همايون منبر ز عقل جستم * « منبر ز سنگ مرمر گفتا كسى نديده » گويند قاضى اختيار الدّين در زمان سلطنت سلطان حسين ميرزا تا نوبت دولت شاه - اسماعيل در قيد حيات بوده . مثنوى به نام شاه اسماعيل نوشته و اين دو بيت از آن است : مثنوى شه خضر راى سكندر ضمير * فريدون علم خسرو جم سرير بكرد آنچه او كرد در عزم جزم * نه حاتم نه رستم به بزم و نه رزم تاريخ فوت مولانا معين الدين عليه الرّحمه مولانا معين الدين الفراهى كه مستجمع كنوز انوار حقايق و مستحضر رموز انواع دقايق بوده در زمان دولت سلطان جمجاه سكندر زمان سلطان حسين ابن ميرزا منصور بن ميرزا بايقراى گركان در سلك اهالى عظام انتظام داشته و پايهء سخن را از بلندى رتبه به معراج اقبال رسانيده . آن نيكو سير را بسى تصنيف و تأليف است . از آن جمله بيست كتاب كه مشهور است به سير و او مشتمل است بر شش ركن . ركن اول در تحميدات حضرت رب العالمين و ركن ثانيه در معجزات سيد المرسلين و خاتم النبيين صلى الله عليه و سلم و باقى اركان در واقعات عجيبه و غريبهء انبيا و رسول اكرم الاكرمين و اصحاب دين است و اين كتاب را به اشارت آن سرور و شفيع يوم المحشر نوشته . الحق عروس الفاظ لطيفش در جلوه‌گاه آفتاب كمالات موجب هزار تحسين و معانى شريفش در سواد حروف مستوجب چندين آفرين ، عباراتش از واردات غيبى و استعاراتش از وراى پردهء