ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
722
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
حضرت اعلى را به اقتضاى فصل تابستان ، هواى صيد و شكار و تفرّج ارباع مرغزار ييلاقات قريب به دار الخلافه بر سر افتاد و در اواسط شهر صفر المظفر سنهء يك هزار و دويست و چهل و پنج به صوب شمران عزيمت فرموده ، در قريهء سوهانك كه به سلامت آب و هوا معروف است ، اقامت دست داد . از تأثيرات اختر شوم ، بلاى وباى ميشوم در دار الخلافه سرايت كرد و معادل ده هزار نفس در عرض چهل روز روى به ديار آخرت آورد . جناب ميرزا خانلر مستوفى الممالك سابق و منشى الممالك جديد از صدمهء آن بلاى مهلك در روز پنجشنبه بيست و دويم شهر ربيع الاول سنهء يك هزار و دويست و چهل و پنج ، سراى فانى را وداع گفت و با جهانى حسرت در خاك هلاك بخفت . منصب جليل منشى الممالكى به حضرت ميرزا محمد تقى المتخلص به صاحب ، خلف ميرزا محمد زكى على آبادى مازندرانى مستوفى الممالك خاقان شهيد - انار اللّه برهانه - مفوّض گشت و در اواسط شهر ربيع الثانى ، عرصهء دار الخلافه را از ورود موكب مسعود پايه از فرق فرقد درگذشت . دو قطعه در تاريخ وفات آن دو منشى الممالك جليل از كلك مؤلّف تراويد و يادگار را درين صحيفه ثبت گرديد . تاريخ وفات جناب ميرزا عبد الوهاب نهال عمر به بازار روزگار مخواه * كه كند تيشهء نجّار و آلت خرّاط هلاك معتمد الدوله از جفاى سپهر * رسيد موسم اندوه و رفت وقت نشاط نشاط داشت لقب نامِ ناميش وهّاب * كه دست واهب او از نشاط چيد بساط حكيم و مفتى و دستور و عارف و مرتاض * اديب و عالم و منشى و شاعر و خطّاط به چشم خشمش خورشيد همسر ذرّه * به دست جودش خروار همبر قيراط ز جود او ثمر سرو بود به زر عنب * ز داد او گذر دزد بود به ز رباط نبود طالب افراط و مايل تفريط * اگرچه همّت و جودش گذشت از افراط ميان دوزخ آز و بهشت استغنا * ز دست جود بياراست بىنظير صراط حكيم باشىِ ديوان تمام اجدادش * همه نظير فلاطون و همسر بقراط