ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
708
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
بالجمله ، بعد از ورود ملسوف صاحب به تفليس و اداى شهادت در باب عدم آگاهى اولياى دولت جاويد انيس ، ينارال پسقاويچ كه سردارى با فطانت [ 403 ] و ذكا و در مهمات ملكدارى به غايت دانا بود ، از قراين خارجه و داخله دريافت نمود كه ظهور اين قضيه از تأثيرات قضا و قدر و جسارتهاى ايلچى خيرهسر بوده و دولت عليّهء ايران به هيچوجه اقدامى درين كار ناهنجار ننموده است . ملسوف صاحب نايب را بلافاصله به جانب پطربورغ گسيل ساخت و به دفع ترديد و تشكيك امناى دولت ايمپراطورى پرداخت . به توسط عريضهء صداقت ترجمان به نوّاب وليعهد زمان عرضه داشت نمود كه : « فقرات مزبوره در نامهء مبارك و الا را من حيث المجموع پذيرفتم و شهادت نايب را در باب وفور جسارتهاى ايلچى و اجماع عام و عدم اطلاع اولياى دولت ابدفرجام شنفتم . از هر رهگذر خاطر خطير را آسوده دارند و همّت ملوكانه بر آن گمارند كه تا هنوز هنگامه گرم است ، سفيرى دانا از جانب آن دولت توانا به شوكت قوى بنياد ايمپراطور گرايد و گنجينهء اين معاذير دلپذير را به وجهى احسن سرگشايد تا ساز دوستى و موافقت زياده بلندآوازه گردد و عهد مصالحت و يك جهتى تازه آيد . » و نيز اظهار كرده بود كه : « هرگاه يك نفر از معارف ملّايان را كه دخيل درين كار نمايان بوده از سامان مملكت به ولايات خارجه روانه سازند ، هر آينه زياده به امتنان و استرضاى خواص ايمپراطور اعظم مىپردازند » . نوّاب نايب السلطنه نيز مراتب را به دربار گيتىمدار معروض گردانيد و « 1 » در باب سفارت حضرت ميرزا محمد صادق مروزى وقايعنگار مصلحتجويى خود را آشكار و اين فقره را در نهايت اصرار مستدعى گرديد . [ مصرا ] ع : تا مصلحت چگونه كند باز اقتضا بالجمله ، اگرچه قتل ايلچى در نظر دوربينان بساط قرب ، قدرى غرابت دارد و احدى اين فقره را انگشت تمكين نمىگذارد ، ولى از روى انصاف كه ملاحظه شود ، احدى به جز طريق تصديق و اعتراف به راهى ديگر نمىرود ، زيرا كه همان فصول عهدنامهء ميمونه كه در منزل تركمانچاى از روى اضطرار و سختگيرىهاى ينارال
--> ( 1 ) . ملى : - « و »