ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
691
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ساخت ، در باب تخليهء ايروان و لنكران به عذرى موجّه پرداخت كه ظهور اين مطلب موقوف به اذن و اجازهء ايمپراطور اعظم نيكولاى پاوليچ است و اجازهء ايمپراطورى نيز بسته به سفارت نوّاب اميرزاده اعظم حضرت محمد ميرزا و ديگر هيچ . هرگاه صاحبقران كشورگير بنابر مصلحت ملكدارى ، نوّاب اميرزاده معزىاليه را به نيت تهنيت جلوس ايمپراطورى بر تخت سلطنت ، به دار الملك پطرزبورغ گسيل فرمايند و ابواب موافقت را از ظهور اين نوع مهربانى و الفت بر چهرهء اولياى آن شوكت گشايند ، بىشايبهء ترديد و تشكيك ، ولايات مزبوره نيز مثل خوى و اروميه و تبريز به پارنج نوّاب اميرزاده داده شود ، بلكه معادل تنخواهى كه اولياى دولت عليّهء ايران خسارت كشيدهاند ، به صيغهء تكلف در قبضهء تصرف « 1 » او نهاده آيد . نوّاب نايب السلطنه به جهت عرض فقرات [ 394 ] معلومه و قرار آن به اذن اولياى دولت جاويد اركان عازم دربار دولت شده ، در روز چهارشنبه بيست و ششم شهر محرّم الحرام وارد آستان معدلت آيت گرديد . در مجالس متعدّده در انجمن معدلت دستور سخن از صحّت و سقم اين مطلب گفته شد و بالاخره گوهر اين مدّعا به منقبت بيان شاهنشاه مشكلگشا به اين طريق سفته گرديد كه : نوّاب وليعهد زمان ، خود بنفسه عازم ملاقات ايمپراطور اعظم گشته و مشقت اين سفر را خود متحمل شده ، در راه استخلاص ولايات اسلام از تصرف كفرهء ظلام ، از راحت تن گذشته باشد . رأى ملكآراى اعليحضرت شاهنشاهى را جميع عقلاى دربار شوكتمدار و امنا و وزراى درگاه فلك اقتدار پسنديدند و مباشر تهيّه و تدارك اين كار ، برحسب امر خسرو اعلى مقدار گرديدند . تحف و طرفى كه مناسب عزيمت وليعهدى چنين و لايق شأن پادشاهى چنان بود ، به انضمام اسباب و اوضاع عزيمت و ادوات مكلّل به جواهر پرقيمت ، تسليم كاركنان نوّاب نايب السلطنة العليّه نمودند و رونق ولايت عهد را از بروز تفقّدات شاهانه افزودند . چون جناب آصف الدوله اللهيار خان در بدايت ايّام وزارت خويش در باب استرداد ولايات متصرفى روسيه ازين دولت نصرتكيش اصرارى داشت و عزّت خود را
--> ( 1 ) . ملى : « تكلّف در قبضه به صيغه تصرف »