ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
681
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
تركمانچاى اختتام پذيرفته است و چندان اعتبار و قوه خواهد داشت كه گويا لفظ به لفظ در خود عهدنامه مرقوم و مصدّق گشته است ، منتظم و مقرّر داشتيم ؛ لهذا اين معاهده جداگانه كه مشتمل بر دو نسخه است به توسط يا دستخط گذاشته و به مهر ما رسيده ، مبادله شد . تحريرا در قريهء تركمانچاى به تاريخ دهم شهر فيورال سنهء يك هزار و هشتصد و شصت و هشت مسيحيّه كه عبارت است از پنجم شهر شعبان المعظّم سنهء يك هزار و دويست و چهل و سه هجريهء محمّديه ( ص ) . ذكر فتنه و شورش واقعهاى در كرمان و يزد و اوضاع نوّاب محمّد ولى ميرزا و حسن على ميرزا در آن دو ولايت و سياست دربارهء محمّد قاسم خان در سالى كه مرحمت پناه ابراهيم خان عمزاده - از قرارى كه نگارش يافت - از دار الامان كرمان به دار الخلافهء طهران آمده به سراى ديگر شتافت ، نوّاب عباس قلى خان ولد ارشد خود را ، كه بطنا نبيرهء حضرت صاحبقران تاجدار است ، در كرمان نايب الاياله ساخت . محمد قاسم خان دامغانى برحسب صوابديد او به مباشرى كار عباس قلى خان پرداخت [ و ] رستم خان ولد ديگر خود را به قلعهء بم فرستاد و ابو القاسم خان گرّوس را در نزد او به مباشرى نهاد . اين ابو القاسم خان سلفا بعد سلف از معارف حكّام گروس بوده ، ولى آن محمد قاسم خان دامغانى در سلك قلندران نامأنوس و چون نودولتان بر مسند عزّت كامرانى مىنموده است . در ايّام حيات ابراهيم خان ، يك دفعه طغيانى شديد ورزيد و در قلعهء بم شتافته ، در مراسم طغيان با اهالى سيستان همداستان گرديد . شاهنشاه آگاه كه ملكى را به سوارى ستاند و سپاهى را از پيغامى مغلوب گرداند ، آقا محمد حسن مازندرانى پيشخدمت خاصه را مأمور فرمود و مشار اليه را از قلعهء بم به تدابير صائبه بيرون آوردهء باز در خدمت ابراهيم خان ، سردار و كارگزار نمود . بعد از فوت