ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1160
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ميرزا كه در ضمن احوال نباير دخترى نوشته شد . موازى هجده نفر ذكور ديگر از زوجات متعدّده از قرارى است كه ايراد مىگردد : اوّل : جناب محمد كريم خان است كه در بدايت جوانى توفيق سعادت جاودانى او را ميسّر گشت و از تلبّس به لباس فضيلت و تحصيل اصول و علوم فقاهت و مجاورت عتبات عاليات و ظهور تقدّس ذات ، نامش از ذروهء سماوات درگذشت . دويم : بندگان نصر الله خان است ، كه از قرارى كه سابقا نگارش يافته ، از شرف مصاهرت صاحبقران اعظم سرفراز است و در مراتب حسن اخلاق و وفور وقار و وفاق با عموم مخلوقات جناب خلّاق از عالم ممتاز . سيم : مرحوم رستم خان است كه كلك و زبان احوال مآل حال او را در فقرهء اوضاع نوّاب شاهزاده گوهر خانم زوجهء محترمهء او ذكر نموده و ابواب حزن و اندوه بر چهرهء مستعمان گشوده است . « 1 » چهارم : بندگان خسرو خان خسرو و ايوان ملاحت بود و رستم ميدان سماحت . اخلاق حسنهاش فراوان است ، خاصه در بردبارى و سلامت نفس كه محسود همگنان [ است ] . مدتى در دار العلم شيراز در حجر تربيت نوّاب حسين على ميرزا پرورش يافت و پس از آن به سكون دار الخلافه شتافت . در صنعت نقاشى بىعديل و در اختراع نقوش الفيه و شلفيه « 2 » بىبديل است . - اللهمّ احفظه . پنجم : بندگان موسى خان ؛ نادر رخسارش ، غيرت نور وادى ايمن و سيناى سنيّهء ديدارش ، بر جان قبطيان طور محبّت شررافكن . بندهء مؤلف او را نديدهام ، ولى محاسن باطنى و ظاهرى بسيار از وى شنيدهام .
--> ( 1 ) . تذكره خاورى : + « فرد : پس از مرگ جوانان گل مماناد * پس از گل در چمن بلبل مخواناد » ( 2 ) . الفيه و شلفيه ؛ داستانهايى شهوى كه در كتابهايى مدون و با تصاوير شهوتانگيز در ميان مردم متداول بود . ( ر . ك : دهخدا ، ذيل الفيه و شلفيه ) .