ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1095
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
فقرهء هشتم در ذكر اولاد امجاد نوّاب حسام السلطنه محمد تقى ميرزا بدانكه اولاد اين شاهزادهء نيكونهاد در ايّام حيات خاقان مغفور ، ذكورا پانزده « 1 » و اناثا هفده نفر بودند . نوّاب كامران ميرزا ، كه يكى از جملهء اميرزادگانزادهء از بطن صبيّهء مرضيّهء مرحوم حاجى ابراهيم خان شيرازى اعتماد الدولهء ديوان اعلى و به سنّ هجده سالگى بود و مهر رخشان در برابر مهر جمالش [ 591 ] چون چهر زنگى تيره و تار مىنمود ، در سنهء يكهزار و دويست و چهل و نه از ناخوشى وباى عام درگذشت و اين قطعهء زاده از طبع مؤلّف تاريخ وفات او را دليل گشت . لمؤلفه : بگذر از عيش جهان كاندر عزاى زادگان * كسوت شاهان به بر پيوسته نيلى فام شد عاقبت از صدمهء سم جسم او را خاك ساخت * قوس گردون دو روزى گر كسى را رام شد گر تنى با كام از جور زمان ناكام رفت * ور كسى با نام از جور جهان گمنام شد از حسام سلطنت بردند رخشان گوهرى * كز فروغش مهر و مه شرمنده صبح و شام شد گشت ناپيدا از ايوان فريدون ايرجى * يا همى گويى ز دامان نريمان سام شد كامران شاه جوان بگذاشت از جان جهان * در عزايش شورشى برپا درين ايّام شد آنكه در هنگام و بىهنگام پروردش سپهر * ناگهان در خاك از طاعون بىهنگام شد آنكه در بزم طرب شهر امل در جام داشت * ناگهان زهر اجل آلودهاش در كام شد آنكه از نازكدلى از سايهء خود داشت رم * از چه عفريت اجل را رام و با آرام شد رفت با دامان پاك از اين جهان در آن جهان * بخت او خوش باد در جنّت كه خوش فرجام شد بهر تاريخ وفات او رقم زد خاورى * حيف حيف اندر جوانى كامران ناكام شد « 2 » فى الجمله ، اكنون موازى چهارده نفر ذكور و هفده نفر اناث در حيات و اسامى
--> ( 1 ) . اكسير التواريخ ، سيزده تن از ذكور را نام مىبرد . ( 2 ) . غير از آخرين بيت ، قطعه فوق در تذكرهء خاورى نيامده است .