ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1090
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
فراغت مىگذارد . سوم : نوّاب نجف قلى ميرزا الملقب به والى ؛ از بطن گرجيهء ارمن است و صاحب انواع هنر و فن . قوهء فهم و ادراكش از هرچه نگارم افزون و صفات برگزيدهء رشادت و جلادتش از حوصلهء انديشه بيرون . رشادت و سخاوت را باهم جمع كرده و چندين سال در ولايت كوهكيلويه به ايالت و عدالت سرآورده است . معزى اليه نيز چون بعضى از اخوان ، به دولت بهيّهء انگريز شتافت و بعد از مراجعت به عتبات عاليات آمده آرام يافت . چهارم : نوّاب نصر الله ميرزا ؛ برادر صلبى و بطنى نوّاب امام قلى ميرزاست . در نگارش خط شكسته ، درست و توانا . چندى در شولستانات و احشامات ممسنى حكومت داشته و اكنون در دار الخلافهء طهران ، رحل اقامت گذاشته است . طبع موزونى در هزليات دارد و اوقات را به كتابت مىگذارد . پنجم : نوّاب تيمور ميرزا الملقب به حسام الدوله برادر صلبى و بطنى نوّاب امام قلى ميرزاست و اسم شريفش به غايت با مسمّى . در حسن قامت و طرز جوانى بىنظير است و در وفور شجاعت و سخاوت ، آوازهاش عالمگير . در ايوان بزم ، از تاب طناب مشكين ، زيبا غزالان نازنين را صيد كردى و در ميدان رزم از نيروى كمند اژدرآيين ، گردن شيران غرّين را به بند آوردى . مدّتى مديد شيرى سهمناك قوى هيكل دربند داشت كه هنگام غيبت خويش بندش بر گردن [ 588 ] مىگذاشت . وقت حضور و سوارى به مسافت دور قلاده از گردن او دور مىنمود و شير مزبور بدون حمله و دستدرازى به احدى از انسان و حيوان با اميرزادهء مذكور راه مىپيمود . اكثر اوقات در حالت گرسنگى طعمه از دهان او مىستاند و به صدمات مشت سندانكوب آب از ديدگان آن مىافشاند . در فن پهلوانى و كشتىگيرى نظيرى نداشت و اكثر اوقات در حضور خاقان مغفور ، برخى از شاهزادگان قوى جثّهء پرزور را در حالت كشتى به هوا برداشته ، احتراما بر زمين مىگذاشت . چندى متدرّجا در ولايت كازرون و سرحدّات فارس حكومت مىنموده [ و ] در قصبهء آباده سورمق نيز چندى توقف فرمود . اين اميرزاده نيز يكى از