ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1081
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
موفور . با مؤلّف بىنهايت شفيق است و در ملاحظهء اطوار الفت به غايت دقيق - اللهمّ احفظه . ششم : نوّاب اردشير ميرزا ؛ از بطن مخدّره [ اى ] ارمن و در مراتب طراوت و نزاكت به غايت شيرين تن و سيمين بدن . با ظهور خط مشكين بر آن چهر نازنين ، باز دلهاى مشتاقان را در خط گذاشتى و از خاطر ايشان غبار اندوه برداشتى . از نكتهدانى و مهربانيش ، آنچه سرايم هنوز كم است و رفتار ستودهاش مطلوب اهل عالم . عقل معاشى به كمال دارد و لوازم عقل معاد را نيز زياده از حدّ و حصر به عمل مىآرد . شبان و روزان از فرط تقدّس ذات ، در درگاه حضرت قاضى الحاجات به قيام و قعود است و مراتب ديندارى و تهجّدگزارى در وجود مسعودش موجود . مؤلّف را هواخواهى مشفق است و در ارادت احوال و اوضاع متفق - اللهمّ احرسه « 1 » . هفتم : نوّاب سلطان حسين ميرزا ؛ برادر صلبى و بطنى بديع الزمان ميرزاى صاحباختيار و خود ، جوانى [ است ] پر تواضع و با وقار . اغلب اوقات در ولايات استرآباد [ 582 ] و خدمت برادر خجسته نهاد به سر برده و اكنون در توقف دار الخلافه پا پى افشرده است . هشتم : نوّاب سلطان حسن ميرزا ؛ او نيز برادر صلبى و بطنى حضرت صاحب اختيار و برحسب صوابديد والد بزرگوار ، ملقب به سردار است . نهم : نوّاب داراب ميرزا ؛ از بطن صبيّهء مرضيّهء مرحوم مرتضى قلى خان و برادر صلبى و بطنى نوّاب نايب الاياله ، مازندران است . جوانى است مبادى آداب و در حسن معاشرت ، مطبوع طبع اصحاب . دهم : نوّاب نصر الله ميرزا ؛ از بطن مخدّرهء كاشانيه و از نباير بطنى منفردهء اين
--> ( 1 ) . تذكره خاورى : + « فرد : شديم پير ز عصيان و چشم آن داريم * كه جرم ما به جوانان پارسا بخشد » .