ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1070
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
دار العبادهء يزد حاكم و فرمانروا بود . به غايت عاشقپيشه است و در هتك حرمت اشراف و اعيان و خونريزى ايشان بىانديشه . ميرزا محمد صدر جليل القدر دار العبادهء يزد را بىصدور خيانتى ، به صدمهء طناب « 1 » ستم از ميان برداشت و كس را آگاهى نه كه نام اين بىرحمى را چه گذاشت . از صدر دولت قاهره قريب به آن شد كه حكم قصاص در رسد ، بالاخره به صوابديد امناى شوكت باهره موقوف گشت و اميرزادهء آزاده از انصاف شاهنشاه مروّت همراه ازين حادثه درگذشت . تاريخ قتل [ 574 ] ميرزا محمد صدر مذكور از كلك مؤلف تراويده ، يادگار را در اين صحيفه ثبت گرديد . لمؤلفه : بدا مفارقت ميرزا محمد صدر * كه بود روز وصالش به روشنى شب قدر به محفلى كه بدى كاينات را محضر * جهان به صفّ نعال و جناب صدر به صدر ز آفتاب ضميرش گرفته مهر ضياء * چنانكه پرتو مهر او فتاده بر مه بدر بر او برادر اعيانى ملك شد خصم * بريخت خونش از فرط ظلم و كثرت غدر رسيد حكم قصاص از شهنشه ايران * زهى عدالت و داد و خهى جلالت و قدر نوشت خاوريش به اسير الم تاريخ * شهيد جور عدو ميرزا محمد صدر هجدهم : نوّاب بهادر ميرزا ؛ اگرچه او را حقير نديدهام ، ولى اسمى با مسمّى از او شنيدهام - اللهمّ احفظه . نوزدهم : نوّاب محمد رحيم ميرزا برادر صلبى و بطنى نوّاب اسكندر ميرزاست و در عربيّت و حسن خطّ فى الجمله قادر و توانا [ ست ] . بيستم : نوّاب مهدى قلى ميرزا برادر صلبى و بطنى نوّاب خانلر ميرزاست و در صغر سن به غايت با فطانت و ذكا [ ست ] . بيست و يكم : نوّاب حمزه ميرزا ؛ در جوانى و حسن صورت و دلربايى
--> ( 1 ) . ملى : « تناب »