ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1061
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
مرضيّه امير كبير محمد قاسم خان كه از نباير دخترى صاحبقران است ، به حبالهء نكاح او مقرّر و مهيّا گشت و طنطنهء كوس بشارت از گنبد دوّار برگذشت . در ايّام حيات والد بزرگوار خويش ، متدرّجا در ولايات همدان و قراگوزلو و اردبيل و مشكين و قراچهداغ و كرمان و خراسان حكمروا بود و در هريك از اين ولايات ، به نشر عدالت و مروّت و سخاوت و وفور عصمت و پاكدامنى و ظهور عبادات شاقّه به درگاه حضرت يزدانى اقدام مىفرمود . در توقير علما و ترويج فرايض و سنن ملّت بيضا ، يد بيضا داشت و رعايت ارباب ذوق و عرفان نيز به سبب شوق فطرى از كف نمىگذاشت . از عموم اهالى ايران چنان جذب قلبى به عمل آورد كه هر تن از روى تفأّل او را وليعهد ثانى خطاب مىكرد . ارباب جفر و اصحاب نجوم ساليان دراز بود كه سلطنت او را از روى تفأل حكم مىكردند و اين معنى را به دلايل نجومى ثابت مىآوردند . اميد كه عمر بىاعتبار چندان وفا نمايد كه مآثر اين عهد خجسته مهد نيز چون آثار آباء و اجداد بزرگوارش در تاريخ جديد به تحرير آيد . تاريخ تولدش را وقتى برحسب فرمايش ، مؤلّف مرقوم داشته و يادگار درين صحيفه نگاشته . لمؤلفه : شاه جهان محمد چون از رحم برآمد * با بخت خويش فرمود شاهنشه ديارم عالم مسخّر من كز جود و از رشادت * هم صاحب يمينم هم مالك يسارم بر فرق دوست تاجم در دست او صراحى * در قلب خصم نيشم در چشم او غبارم زارم عدوى شوكت ، اين است آرزويم * خوارم حسود دولت ، اين است اعتبارم در مهد ماه پاره ، در عهد مهرپرور * از چرخ سرفرازم ، از بخت كامكارم