ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1056

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

چهارم : شكر فروش بازار ملاحت ، حضرت طوطى خانم ؛ از طايفهء الوار زند بود و در حسن صورت و طرز رفتار و قامت ، در عالم امكان بىمانند مىنمود . در رقّاصى مهارتى به كمال داشت و مرغ دل شهريار جهان را در آشيانهء زلف نگارين از آن حركات شيرين دربند مىگذاشت . از حديث عشق داراى جهان با آن محبوبهء زمان بر زبان جهانيان داستان‌ها بود و حضرت اعلى ، اوقات توقف اندرون همايون را شبان و روزان در صحبت او صرف مىنمود . چون هر نوشى را نيشى در مقابل و هر شهدى را زهرى حاصل ، لهذا در بحبوحهء جوانى بر بهار وجودش باد خزانى اجل ناگهانى وزيد و در باغى كه در جنب روضهء [ حضرت ] عبد العظيم واقعه [ 565 ] در رى است ، به امر فرمانفرماى جم و كى آرميد . مقبره [ اى ] بر سر مزارش به طرزى مطلوب ساختند و دو نفر قارى ، با وظايف و ادرارات دايمى ، شبان و روزان در آن مكان به تلاوت كلام اللّه مجيد پرداختند « 1 » . اين شعر از غزلى است كه از زادگان طبع حضرت صباى ملك الشعرا ، بر لوح مرمر مزار او منقور است و بر زبان خاص و عام مشهور . ملك الشعرا : اى خاك تيره اين تن نازك به ناز دار * شرم از نياز خسرو گردون فراز دار بندهء مؤلّف سنهء « 2 » تاريخ وفاتش را به طريق تعمير بيان كرد و درين صحيفه يادگار را به تحرير درآورد . لمؤلفه : شد طوطى شيرين‌كار افسوس ازين گلزار * افسوس ازين گلزار شد طوطى « 3 » شيرين‌كار ز آوازهء او ناهيد خود چنگ نهاد از چنگ * وز چهرهء او خورشيد انوار فكند از عار در بزم ملك بلبل بر چرخ ازو غلغل * وز نقش « 4 » جَسد كاكل گيسو شرف زنّار آثارى ازو ناهيد در محفل مينا رنگ * انوارى ازو خورشيد در عرصهء دريا بار از طايفهء زندش فرخنده نسب عالى * وز قاطبهء دهرش زيبنده حسب آثار

--> ( 1 ) . اين عبارت تا عنوان پنجم در تذكره خاورى موجود نيست . ( 2 ) . ملى : « سر » ( 3 ) . ملى : + « با » ( 4 ) . ملى : « ز نقش »