ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1041

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

فرط فتنه‌زايى ذات ، نوّاب محمد ولى ميرزا را به عمل آورده است . اولادش منحصر به شاهزادهء مذكور است و او هم از قرارى كه مذكور شد ، به سوء خلق و سيّئات عمل مشهور . به شرف زيارت بيت اللّه الحرام مشرّف گشت و در سنهء يك هزار و دويست و چهل و هفت ازين دارفانى درگذشت . چهاردهم : بدر منير سپهر عصمت ، بدر جهان خانم صبيّهء مرضيّهء محمد جعفر خان و نبيرهء قادر خان عرب حاكم بسطام است و والدهء مغفورهء « 1 » حسين على ميرزا فرمانفرماى با احتشام . در اوقاتى كه سلطان سعيد شهيد - أنار اللّه برهانه - به تسخير ولايت بسطام شتافت ، آن مستورهء معظّمه را به مزاوجت خاقان مغفور دريافت . هنگامى كه ولد ارشدش به فرمانفرمايى مملكت فارس نامزد گرديد ، او نيز به مرافقت پسر خجسته‌سير به دار العلم شيراز رفته ، استراحت گزيد . چندى سرّا و جهرا در كار مملكت مداخلات نمود تا كاروان سالار اجل ، زمام‌بختى جانش را از دست ساربان طبيعت ربود . پانزدهم : مستورهء فاطمه سيرت خديجه سريرت ، خديجه خانم ، بنت مرحوم محمد خان عزالدينلوى قاجار سردار و از منسوبان قريب والدهء معظمهء صاحبقران تاجدار بوده . الحق تاكنون خاتونى به اين عظمت و جلال بر مسند عزّت و اقبال ننشسته و عقد گوهرى بدين طراوت و جمال در رشتهء وجودى نپيوسته است . در رعايت ادب با زبردستان و حمايت عجب با زيردستان و حسن خلق و محاسن و رسوم همّت و فنون عصمت ، آنچه در حق او سرايم هنوز كم است و اين محبوبهء عفيفه ، لطيفه [ اى ] از لطايف عالم . در اوقاتى كه مرحوم والدش در ولايت بسطام حكمروا بود ، صبيّهء سبزواريهء مطبوعه [ اى ] را به خدمت‌گزارى « 2 » او برگزيده ، روانهء دار الخلافه طهران نمود . مدتى در حجر تربيت او به عزّت و استراحت زيست تا اين‌كه به تقاضاى شوهر به جانب خاتون نيك‌اختر به ديدهء مكر و خديعت مىنگريست . حضرت خانم را در اين واقعه و مواقعه

--> ( 1 ) . تذكره خاورى : « معظمه » ( 2 ) . تذكره خاورى : « خدمتكارى »