ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1039
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
گران همچشمان [ 555 ] متعدّده را نياورده با كمال غيظ و خشونت طبيعت غيور را راضى به مفارقت كرد . شاهنشاه آگاه ، وثيقهء اطلاق عنان را بر گوشهء مقنعه او بسته مطلّقهاش ساخت . معزى اليها نيز بلا عقب مانده به زيارت بيت اللّه الحرام و زيارت ائمهء انام پرداخت . بعد از مراجعت ، در دار الخلافهء طهران وداع سراى زندگانى نمود و پس از نقل نعش در جوار روضهء عتبات عاليات آسود . هفتم : گوهر كان اصالت و نجابت حضرت گوهر خانم صبيّهء مرحمتپناه ميرزا محمد خان قاجار بيگلربيگى دار الخلافهء طهران است . در عنفوان جوانى ، وداع سراى زندگانى نمود و يك نفر صبيّه ازو به يادگار بود كه [ در ] فصل احوال بنات نوشته شد . هشتم : سلطان ملك خوبرويى ، ملك سلطان خانم صبيّهء مرضيّهء ابراهيم خان دولّوى قاجار سردار با اقتدار است و از فقدان بخت و محرومى از حضرت صاحبقران با تاج و تخت ، به جاى فرزند دلبند ، مواليد حسرت متواليهاش در كنار . يك صبيّه از بطن او در روزگار به يادگار باقى است كه ذكر او گذشت و پس از رحلت خاقان مغفور و انقضاى ايّام مانعه ، راضى به مزاوجت محمد امين خان نسقچىباشى عموزادهء خويش گشت . نهم : بانوى حرمسراى جلالت ، حضرت بيگم خانم صبيّهء محترمهء صادق خان كرد شقاقى است كه پس از قتل سلطان سعيد شهيد به ادّعاى خودسرى پرداخت و با صاحبقران رشيد هنگامهها برپاى ساخت . بالجمله ، مخدّرهء معزىاليها مستورهاى است در حجر عفاف پرورده و از جامهء خزانهء جلالت ، لباس فاخره دربر كرده . رفتارش به طرز بنات ملوك است و با اعالى و ادانيش ، به رسم بزرگمنشى سلوك . چون اولادى به هيچوجه نداشت ، حضرت اعلى ، نوّاب شاهزاده سلطان سليم ميرزا را چنانكه گذشت به او گذاشت . هنوز در قيد حيات مستعار است و در ولايت قزوين صاحب ضياع و عقار . دهم : بزرگزادهء متعاليه ، حضرت خانم كوچك صبيّهء مرضيّهء محمد تقى خان ولد صادق خان زند است كه بعد از فوت كريم خان وكيل ، ادعاى خودسرى داشت و بعد از