ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1034

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

چهل و سيم : رونق‌ده مهر خاورى ، حضرت خاور سلطان بيگم از بطن گرجيهء ارمن و همشيرهء نوّاب ملك‌زاده على نقى ميرزاست . جناب ميرزا نظر على قزوينى حكيم‌باشى شاهنشاه عرصهء جهان - خلّد اللّه ملكه - او را به مزاوجت برداشت و صورت تربيت او را بر لوح خاطر عاطر برگماشت . چهل و چهارم : خال رخسار روزگار رخساره بيگم از بطن مستورهء قزوينيه الملقّبه به شهباز خان و گوهرى يك‌دانه در گنجينهء جهان است . محمد خان ايروانى امير تومان به شرف مناكحت او سرافراز شد . پس از مدّت يك سال ، عمر آن پير كهنسال به آخر آمد . محمد على خان ماكويى سرتيپ كه از بنى اعمام محمد خان است ، به جاى مشار اليه نشست و همّت بر تربيت شاهزادهء آزاده بست . - اللهمّ احفظها . چهل و پنجم : بهار خرم عرصهء آخيشجان ، خرّم بهار خانم از بطن مرضيّهء مازندرانيه الملقّبه به مهد عليا همشيرهء نوّاب كامران ميرزا [ است ] و با وجود صغرش ، بغايت با فطانت و ذكاوت « 1 » . خاقان مغفورش از ايّام رضاع ، به ميرزا على محمد خان ولد حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك فارس نامزد فرمود و چون هنوز به حدّ تكليف نرسيده بود ، در مهد فراغت آسود . پس از چندى به حبالهء نكاح ميرزا فتحعلى خان ولد ديگر حاجى قوام الملك درآمد و ايّام انتظار سرآمد . تاريخ اين عيش مهنّا از كلك مؤلّف تراويد و يادگار را درين صحيفه ثبت گرديد . لمؤلفه : آن بهارى كه بسى خرّم دربار « 2 » ملك * از جمال و ز كمالش به فلك رفته ندا بود چون نامزد زادهء فرخنده قوام * مال و زر فتحعلى خان به رهش كرد فدا نامزد بود در اول به كهين ترزاده * نيست كس آگه در دهر ز حالات بدا پيش‌دستى شد ازين تازه‌بهار خرّم * بستهء عقد خود آورد به صد رسم و ادا اختلافات جهان اين همه دانى از چيست * دهر بگرفته به گردن همه خون شهدا درى آراست درين سال همايون سورى * كه روان گشت از آن سور بر افلاك صدا

--> ( 1 ) . ملى : « ذكابت » ( 2 ) . ملك : « در باغ »