ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
664
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
سواران جرّار باجلان و بيرانوند و پياده . بختيارى و سيلاخورى و پنج عراده توپ در اواخر شهر مزبور از دخول به خاك رى و زيارت آستان كىفرق اعتبارش از فرق فرقد درگذشت . نوّاب شجاع السلطنة العلّيه حسن على ميرزا والى مملكت خراسان با جمعيتى از سوارهء اكراد و اتراك خراسانى و علم مبارك جناب رضوى ( ع ) « 1 » دررسيد و هريك از شاهزادگان ديگر و حكّام هر بوم و بر ، جمعيت ولايات خود را مهيّا داشته ، احكام قضا نظام را منتظر گرديدند . بالجمله ، موافق قراردادى كه نگارش يافت ، نوّاب وليعهد زمان و پسقاويچ سردار روسيهء بىايمان به عزم ملاقات يكديگر از بلدهء ارومى و دار السلطنهء تبريز روانهء دهخوارقان شدند و روسيه قبل از ورود موكب مسعود نوّاب نايب السلطنه با جمعيّتى گران و توپخانهء آتشفشان به آن سامان وارد آمدند . در روز ورود نوّاب نايب السلطنه به دهخوارقان ، پسقاويچ سردار و جميع ينارالان با اعتبار به آدابى سزاوار به استقبال شتافتند و با احترام تمام به آداب خويش كلاه از سر گرفته و تعظيمات به جاى آورده ، هريك - على قدر مراتبهم - از حضرت وليعهدى التفاتى زياده يافتند [ و ] به خدمتى [ 380 ] كه لازم مهمانى چنان بود ، اقدام نمودند « 2 » و هريك از ينارالان و صاحب منصبان ، خدمتى را نامزد گشته ، روزبهروز بر مراتب مهماندارى مىافزودند . جناب آصف الدوله اللّهيار خان را نيز از تبريز آوردند و روزى سه چهار مجالس مشاوره و گفتگو آراسته كردند . پسقاويچ را در باب ردّ ولايات سخن اين بود كه دولت روس را كرورات در راه تصرف اين ولايات صرف گشته و از قرار سررشتهء دفتر ايمپراطورى ، جمع آن از پانزده و بيست درگذشته است . در سال قبل اندوختهء چهارده سالهء ايّام موافقت در ولايات قراباغ و گنجه و شيروانات و طوالش كلّا كسيب غازيان ايرانى « 3 » شد و باز به جهت استرداد ولايات مزبوره ضررها عايد دولت روسيه از صرف گنجهاى شايگانى آمد . يا مملكت آذربايجانى را چندى به تصرف دولت روس واگذارند كه بعد از تلافى خسارت باز به اولياى دولت ابد آيت بسپارند ، يا مساوى پانزده كرور وجه نقد در عوض خسارت دولت روس داده تا به تخليهء ولايات همّت گمارند . چون قبول اين تكاليف بدون اذن از شهريار تاجدار خلاف قرار بود ، لهذا حضرت
--> ( 1 ) . مجلس : « ص » ( 2 ) . ملى : « نمود » ( 3 ) . مجلس : « ايروانى »