ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1023
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
جماعت [ 548 ] اسماعيليه قطرهزنان و آشوبكنان دربدرند و هر روز به عزم يافتن گوهر مراد ، در اطراف بحر و برّ پىسپر ، تا عاقبت كارش چه شود و از سفيدروزى يا سيهبختى به كدام طرف رود . مستورهء معظم اليها نيز با اهل و عيال در عتبات عاليات است و مشغول عبادات . بيست و چهارم : نوربخشاى خورشيد اين بلند طارم ، حضرت خورشيد خانم از بطن مستورهء اروميّه و زوجهء محترمهء عباس قلى خان خمساوى سركردهء دستهء افشاريّه است . در ولايت خمسه صاحب اقطاع فراوان است و مالك اوضاع بىپايان . شوى نازنينش در ايّام جوانى بدرود سراى زندگانى نمود و شاهزادهء آزاده در اقطاع شوهر با اولاد و متعلقان خويش به فراغت آسود « 1 » . تاريخ وفات عباسقلى خان ناكام از كلك مؤلّف بىسرانجام تراويد و يادگار را درين صحيفه ثبت گرديد . لمؤلفه : داد از كينهء گردون دور رنگ * كه جهانى است ازو در اكراه نامهء زندگى از وى شده طى * داد از اين فلك نامه سياه دست گردون به جفاكارى دهر * بس دراز آمد و همّت كوتاه نوجوان كردن و كشتن از چيست * نيست از راز « 2 » جهان كس آگاه عاقبت تخته كلاه از گردون * آنكه او لايق تخت است و كلاه رفت عباسقلى خان از دهر * صهر شاهنشه گردون خرگاه آنكه در خمسه به خيل افشار * كرد سركردگى از شاهنشاه آنكه او را به ميان اقران * هيچ امثال نبود و اشباه در جوانى ز جهان رفت دريغ * حيف از آن راد فتوّت همراه دست او مملو از كار ثواب * دوش او خالى از بار گناه از كفش كار جهان داشت نظام * وز غمش حال جهانى است تباه
--> ( 1 ) . از اينجا تا بند بعدى در تذكره خاورى موجود نيست . ( 2 ) . ملى : « ازر »