ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1019

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

مازندرانى است كه خود مستوفى ديوان اعلى و والد او مرحوم ميرزا خانلر مستوفى الممالك و منشى الممالك سركار معلّى بوده . ملك‌زاده‌اى است چنان مستوره كه مهر خيرهء چشم با همه چشمك‌زنى ، گوشه چشمى بر مقنعهء عصمتش نينداخته و يك لحظه به كارى كه خلاف رأى داور و شوهر باشد ، نپرداخته است . در معقوليت و بردبارى بىنظير است و در عصبيّت و مردم‌دارى آوازه‌اش عالمگير . ناظم امور زندگانى شوى است و شوى خجسته خويش ، از نظم كار او صاحب عزّت و آبروى . مدتى چون برادر فرخ سير در حجر تربيت نوّاب شجاع السلطنه حسن على ميرزا بهره‌ور بوده و در اكثر كمالات متعلّقه به نسوان ، گوى برترى از ساير همگنان ربوده است . اميد كه جاودان بر مسند عزّت و دولت متمكّن باد - بمحمّد و آله الأمجاد . هفدهم : لؤلؤ عمّان سلطنت سديد گوهرشاد بيگم از بطن برگزيدهء سيّدهء عفيفهء طالشيه و زوجهء على محمد خان قاجار ولد محمد خان سردار است و با عموم زيردستان و زبرستان بغايت غم‌خوار . در عنفوان شباب به زيارت بيت الله الحرام و قبور ائمهء انام مشرّف گشته است و در كمالات ظاهرى ، از برخى همگنان درگذشته است . كارش رضاجويى شوى است و شوى خجسته‌اش از كاردانى او با آبروى . در حجر تربيت نوّاب شاهزاده ظلّ السلطان به بر سر برد و از صولجان « 1 » اين نسبت شريف ، گوى مفاخرت از ميدان به در برد . هيجدهم : اصبح و املح از نيّرين اين بلند طارم شاه سلطان خانم از بطن مرضيّهء مخدّرهء مازندرانيه به عالم شهود خراميد و مهرى ديگر از پس پردهء قدر ، علاوهء نيّرين اكبر و اصغر گرديد . زوج فرخنده‌اش محمد صادق خان ولد مهر على خان خلف مرتضى قلى خان عمّ صاحبقران قاجار تاجدار بود و در كربلاى معلّى در عالم جوانى وداع سراى زندگانى نمود . شاهزادهء معظّمه پس از وفات شوهر به زيارت بيت الله الحرام شتافت و بعد از مراجعت ، به كربلاى معلّى آمده ، آرام يافت . ميرزا محمد تقى همشيره‌زادهء

--> ( 1 ) . ملى : « سولجان » ؛ صولجان ، معرّب چوگان است .