ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1017

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

الحرام گرديد و از شرف زيارت ائمهء انام به اعلى درجهء مرام رسيد . سيزدهم : بانوى حجله‌سراى عظمت و خاتون انجمن‌آراى حشمت نوّاب عليّهء عاليه حاجيه عزّت نسا خانم . او نيز از بطن مطهّرهء همشيره محمد مهدى خان است و در هر مرحله از مراحل كمالات نسوان ، سرآمد اهل دوران . در بدايت جوانى به حبالهء نكاح موسى خان برادرزادهء حضرت صاحبقران گردون توان رسيد و از نامساعدتى زمانه عمر آن شوى نوجوان به آخر انجاميد . بعد از وفات شوهر ، عازم بيت الله الحرام شد و كامياب از شرف زيارت ائمهء انام . پس از رحلت خاقان مغفور ، اختر اميدش از و بال جست و بر مسند عزت و كامرانى به فراغ بال نشست . تبيين اين مقال آن‌كه ، جناب اعلم العلما ، افضل الفضلا ، فخر المسلمين ، يمين الدوله ، امين المله ، حاجى ميرزا آقاسى بيات ماكويى ايروانى ، كه مرجع امور دولت ابد مدّت عظمى و كامل مهام جمهور اهالى دنياست ، صفات پسنديدهء آن مخدّرهء برگزيده را شنيد و بالطوع و الرغبه او را خواستگار گرديد . اكنون از يمن همسرى آن جناب ، محسودهء اصحاب است و در دربارش همهء اميدواران را مآب . « 1 » از غرايب و حادثات « 2 » آن‌كه ، روزى مؤلف در محضر و مرجع جناب معزى اليه نشسته بودم كه نوّاب الله قلى ميرزاى ولد اين مستورهء معظمه كه از موسى خان به يادگار دارد ، وارد شد . چون جناب حاجى ، معرفت آن كودك خردسال « 3 » را نداشتند ، من معرفى كردم ؛ فى الفور به آن طفل فرمودند : برخيز برو به خدمت والدهء معظمه عرض كن كه خداوند كام ما و ترا هر دو داده و اساس مزاوجت و مناكحت آماده است . پس از رفتن آن طفل حكايت كردند كه : وقتى در دار الارشاد اردبيل بوديم كه اين مستوره به عزم زيارت مكهء معظّمه عبورا وارد آن ديار و دو روزى اقامت را بار انداخت . ما كه اوصاف حميده [ و ] بىمانعى او را شنيديم ، مزاوجت او را در قلب از خداوند جهان خواستگار گرديديم و - الحمد لله و المنّه - كه به اميد و آرزوى خود رسيديم .

--> ( 1 ) . « از غرايب . . . » تا اوّل « چهاردهم » در تذكره خاورى موجود نيست . ( 2 ) . ملى : « و اناث » ( 3 ) . ملى : « خوردسال »