ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

999

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

چهلم : نوّاب سليمان ميرزا « 1 » از بطن تركمانيه دشت است و همواره اوقات مايل [ به ] شكار و سير و گشت . شير بيشه رشادت است و ضرب المثل تيشه جلادت . پيوسته دستش از خون شيران دلير خضاب است و همواره از شستش بر گردن شير سپهر طناب . شمشير آبدارش موازى دو من تبريز است و در شكار شيران چون ابروى آن شيرافكن پيوسته خونريز . اكثر اوقات به ديده شهود ديده شده كه حيوانات انسى را از قبيل اشتر و الاغ و غيره به يك ضربت شمشير به دو نيم كرده و به سبب اين ضرب دست در ميان نامداران ايران نام برآورده است . ظروف جسيم مس و آهنين چون هيكل مومين ريزريز كند و ميخ طويله‌هاى آهنين استوار را به يك قوت با زور از زمين بركند . از بدايت سن تا هنگام تكليف ، زياده از همگنان منظور نظر صاحبقران نامدار بوده جلوه ماه رخسارش مهر فلك را [ 538 ] در زاويه مغرب متوارى مىنمود . بىشائبهء اغراق ، مهر چهرش از فرط طراوت و نزاكت ، طاقت نظر حيرت‌آميز مشتاقان را نداشت و گاه نگاه مشتاقان ، صورت گل‌هاى رنگارنگ از وفور شرم بر صفحه چهره مىنگاشت . « 2 » قلعه سليمانيه « 3 » با عمارات و باغات ملوكانه كه كنار رودخانه كرج در هفت فرسخى دار الخلافه طهران از مستحدثات شاهنشاه زمان است ، به نام نامى اوست و الحق در طرز و آيين پاكيزه و نيكو . بعد از رحلت خاقان مغفور ، « 4 » مصلحت‌انديشى را در توقف ايران نديده و به عتبات عاليات رفته در آن مكان شريف مجاور گرديد . از دولت عليّه روم وجهى به جهت مخارج او معيّن شد و دوستى و يك جهتى دولتين عليتين به سبب ظهور اين غايت بر عالمى مبرهن آمد . [ مصرا ] ع : هر كجا هست خدايا به سلامت دارش

--> ( 1 ) . تولد : چهارم محرم 1226 ( همان ، ص 226 ) . ( 2 ) . تذكره خاورى : + « هموارهء اوقات ميل به شكار مىكرد و وحشيان صحراگرد را از تاب كمند مشكين خويش به بند مىآورد . فرد : به دل پيوسته‌اش ميل شكار است * شكارش ليك دلهاى نگار است » . ( 3 ) . اين عمارت در حال حاضر داخل دانشكده كشاورزى كرج قرار دارد . ( اكسير التواريخ ، ص 221 ) . ( 4 ) . تذكره خاورى : + « نور الله مضجعه »